مركز فروش محصولات مجاز جنسي و بهداشتي و ارائه ي مقالات مجاز جنسي
مركز فروش محصولات مجاز جنسي و بهداشتي و ارائه ي مقالات مجاز جنسي
ابتدا كالا را تحويل بگيريد سپس پول آن را به مامور پست بدهيد
فصل‌ سوم‌ ـ قابليت‌ صحي‌ براي‌ ازدواج‌ (قابليت‌ جسمي‌ و بلوغ‌)

قابليت‌ صحي‌ براي‌ ازدواج‌، استعداد فيزيكي‌ براي‌ امر زناشوئي‌ كه‌ با آن‌ استعداد زوج‌ يا زوجه‌ مصون‌ از خطرات‌ و عوارض‌ ناشي‌ از مقاربت‌ باشند74 و به‌ عبارت‌ ديگر منظور از قابليت‌ صحي‌ براي‌ ازدواج‌، دارا بودن‌ استعدادجسماني‌ هر يك‌ از زن‌ و شوهر آينده‌، براي‌ روابط جنسي‌ و عواقب‌ مترتبه‌ بر آن‌ مي‌باشد. قانون‌ مدني‌ يكي‌ از شرايط نكاح‌ را قابليت‌ صحي‌ براي‌ زوجين‌ قرار داده‌ است‌ تا موجب‌ اختلال‌ سلامتي‌ آنان‌ نشود، زيرا نزديكي‌ كسي‌ كه‌قابليت‌ صحي‌ ندارد موجب‌ بيماري‌ جسمي‌ و عصبي‌ او مي‌گردد و چنانچه‌ زن‌ باشد ممكن‌ است‌ دچار وضع‌ حمل‌ غير عادي‌ شود.75
ماده‌ 1041 قانون‌ مدني‌ “عقد نكاح‌ دختر قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سن‌ 13 سال‌ تمام‌ شمسي‌ و پسر قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سن‌ 15 سال‌ تمام‌ شمسي‌ منوط است‌ به‌ اذن‌ ولي‌ به‌ شرط رعايت‌ مصلحت‌ يا تشخيص‌ دادگاه‌ صالح‌.”
ماده‌ فوق‌ اختصاصي‌ به‌ عقد دائم‌ ندارد بلكه‌ شامل‌ هر دو نوع‌ ازدواج‌ دائم‌ و ازدواج‌ موقت‌ مي‌شود.
در ماده‌ 1041 سابق‌ )اصلاحي‌ مصوب‌ 1370/8/14 (بجاي‌ تعيين‌ سن‌ از كلمه‌ بلوغ‌ استفاده‌ شده‌ بود و بلوغ‌ در اصطلاح‌ فقهي‌ عبارت‌ است‌ از رسيدن‌ به‌ سني‌ كه‌ غريزه‌ جنسي‌ در آن‌ به‌ حد كافي‌ رشد كرده‌ و شخص‌ آماده‌ توليدمثل‌ مي‌گردد76 و به‌ موجب‌ تبصره‌ 1 ماده‌ 1210 قانون‌ مدني‌ “سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمري‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمري‌ است‌.”

بخش‌ اول‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ قبل‌ از بلوغ‌:
چون‌ ازدواج‌ موقت‌، عقد است‌، لذا داشتن‌ اهليت‌ براي‌ طرفين‌ عقد از شرايط صحت‌ عقد است‌ و براي‌ آن‌ كه‌ اهل‌ محسوب‌ شوند به‌ موجب‌ ماده‌ 211 قانون‌ مدني‌ بايد بالغ‌ و عاقل‌ باشند.
نزديكي‌ با زوجه‌ قبل‌ از تمام‌ شدن‌ نه‌ سال‌ جايز نيست‌ ـ چه‌ ازدواجش‌ دائمي‌ باشد يا موقت‌. اگر با او قبل‌ از نه‌ سالگي‌ نزديكي‌ كند و او را افضاء ننمايد، بنابر اقوي‌ چيزي‌ بر او نيست‌ مگر گناه‌ و اگر او را افضاء كند، به‌ اين‌ صورت‌كه‌ مجراي‌ بول‌ و حيض‌ زن‌ يا مجراي‌ حيض‌ و غايط زن‌ يكي‌ شود، آن‌ زن‌ بر شوهر خود براي‌ هميشه‌ حرام‌ خواهد شد. و بنا بر اقوي‌ از زن‌ بودن‌ او خارج‌ نمي‌شود، پس‌ احكام‌ زوجيت‌، از ارث‌ بردن‌ و حرمت‌ زن‌ پنجم‌ و حرمت‌خواهرش‌ با او و غير آن‌ها بر او جاري‌ مي‌شود و ماداميكه‌ زنده‌ است‌ نفقه‌اش‌ بر او واجب‌ است‌ اگرچه‌ او را طلاق‌ دهد و وديه‌ افضاء بر او واجب‌ است‌ وديه‌ افضاء، ديه‌ نفس‌ است‌. اگر زن‌ حره‌ و آزاد باشد ديه‌اش‌ نصف‌ ديه‌ كامل‌ يك‌مرد است‌ و علاوه‌ بر آن‌ زن‌ مستحق‌ مهري‌ كه‌ با عقد انجام‌ شده‌ نيز مي‌باشد.77
اما اگر بعد از سن‌ نه‌ سالگي‌ با زوجه‌اش‌ دخول‌ نمايد و او را افضاء نمايد بر او حرام‌ نمي‌شود وديه‌ ثابت‌ نمي‌گردد.78
اما با توجه‌ به‌ اصلاح‌ ماده‌ 1041 قانون‌ مدني‌ مصوب‌ 1381/10/4 مجمع‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌، چنانچه‌ ذكر گرديد عقد نكاح‌ دختر قبل‌ از سن‌ 13 سالگي‌ و پسر قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سن‌ 15 سالگي‌ بستگي‌ به‌ اجازه‌ ولي‌ بارعايت‌ شرط مصلحت‌ و يا تشخيص‌ و اجازه‌ دادگاه‌ صالح‌ ممكن‌ مي‌باشد.

بخش‌ دوم‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ صغير توسط ولي‌:
در ماده‌ 1041 با يك‌ شرط، استثنائي‌ را قائل‌ شده‌ كه‌ ازدواج‌ صحيح‌ باشد و آن‌ شرط مصلحت‌ مولي‌ عليه‌ است‌.
اختيار پدر )يا جد پدري‌ صغير (نسبي‌ و محدود به‌ مصلحت‌ فرزند است‌ و دختر و پسر صغير از اين‌ حيث‌ با هم‌ تفاوتي‌ ندارند. اين‌ ولايت‌ در اثر فوت‌ و زوال‌ عقل‌ و كفر ساقط مي‌ شود. بنابراين‌، پس‌ از مرگ‌ ولي‌ قهري‌، قيم‌ ياوصي‌ نمي‌تواند به‌ نمايندگي‌ قهري‌ كودك‌ براي‌ او تصميم‌ بگيرد.79
در واقع‌ اقدام‌ ولي‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ صغير بايد در جهت‌ رعايت‌ غبطه‌ و صلاح‌ و صرفه‌ آنان‌ باشد. در غير اين‌ صورت‌ بعضي‌ از فقها عقيده‌ دارند كه‌ عقد به‌ صورت‌ فضولي‌ واقع‌ شده‌، و موقوف‌ بر آن‌ است‌ كه‌ صغير پس‌ ازبلوغ‌ اجازه‌ دهد يا رد نمايد، كه‌ در صورت‌ اول‌ عقد صحيح‌ و در صورت‌ رد عقد باطل‌ است‌.80
در نتيجه‌ چنانچه‌ رعايت‌ مصلحت‌ صغير از طرف‌ ولي‌ در ازدواج‌ موقت‌ لحاظ نشده‌ باشد، اين‌ عقد صحيح‌ نيست‌.

بخش‌ سوم‌ ـ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ در ازدواج‌ موقت‌ دختر بالغ‌:
ماده‌ 1043 قانون‌ مدني‌: “نكاح‌ دختر باكره‌ اگر چه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيده‌ باشد موقوف‌ به‌ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ او است‌ و هرگاه‌ پدر يا جد پدري‌ بدون‌ علت‌ موجه‌ از دادن‌ اجازه‌ مضايقه‌ كند، اجازه‌ او ساقط و در اين‌ صورت‌ دخترمي‌تواند با معرفي‌ كامل‌ مردي‌ كه‌ مي‌خواهد با او ازدواج‌ نمايد و شرايط نكاح‌ و مهري‌ كه‌ بين‌ آن‌ها قرار داده‌ شده‌ پس‌ از اخذ اجازه‌ از دادگاه‌ مدني‌ خاص‌ به‌ دفتر ازدواج‌ مراجعه‌ و نسبت‌ به‌ ثبت‌ ازدواج‌ اقدام‌ نمايد.”
اين‌ ماده‌، هم‌ مربوط به‌ ازدواج‌ دائم‌ است‌ و هم‌ مربوط به‌ ازدواج‌ موقت‌ و داراي‌ نكاتي‌ به‌ شرح‌ زير است‌:
1- نكاح‌ دختر باكره‌: عقد ازدواج‌ موقت‌ يكي‌ از عقود است‌ لذا بايد داراي‌ شرايط صحت‌ عقد باشد و يكي‌ از شرايط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، قصد و رضاي‌ طرفين‌ عقد است‌. در ازدواج‌ اعم‌ از دائم‌ و موقت‌، دخالت‌ و اجازه‌پدر يا جد پدري‌ در دختر باكره‌ شرط صحت‌ عقد است‌ و في‌الواقع‌ در مسأله‌ عقد ازدواج‌ به‌ لحاظ اهميت‌ آن‌ ولايت‌ پدر و يا جد پدري‌ استمرار پيدا مي‌كند و اين‌ بر خلاف‌ اصل‌ است‌ زيرا اصل‌ بر پايه‌ اراده‌ و قصد و رضاي‌ طرفين‌عقد استوار است‌.
2- دختر باكره‌ باشد: به‌ اين‌ معني‌ كه‌ شوهر نكرده‌ باشد و براي‌ اولين‌ ازدواج‌ موكول‌ به‌ اجازه‌ پدر و يا جد پدري‌ است‌ و پس‌ از ازدواج‌ و دخول‌ اگر به‌ جهاتي‌ مانند انقضاي‌ مدت‌ يا بذل‌ مدت‌ و يا فوت‌ شوهر، ازدواج‌ خاتمه‌ يابد،براي‌ ازدواج‌ بعدي‌ ديگر نياز به‌ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ نيست‌ زيرا با ازدواج‌ قبلي‌، دختر از حالت‌ بكر بودن‌ خارج‌ شده‌ است‌ و براي‌ بار دوم‌ خودش‌ به‌ صورت‌ مطلق‌ در انتخاب‌ آزاد است‌.
سؤال‌: اگر دختر باكره‌ با اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ به‌ عقد ازدواج‌ مردي‌ دربيايد و قبل‌ از نزديكي‌، شوهر فوت‌ كند يا بذل‌ مدت‌ يا انقضاي‌ مدت‌ شود، آيا براي‌ ازدواج‌ بعدي‌ مجددا نياز به‌ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ است‌؟
پاسخ‌: به‌ نظر مي‌رسد با توجه‌” به‌ عبارت‌ “دختر باكره‌” در ماده‌ 1043 قانون‌ مدني‌، ملاك‌ بكارت‌ دختر است‌ نه‌ شوهر كردن‌ وي‌، چون‌ عرف‌ همچنان‌ وي‌ را دوشيزه‌ مي‌داند همانند موردي‌ كه‌ چنانچه‌ بكارت‌ دختري‌ در اثر سقوط ياپريدن‌ يا جراحتي‌ از بين‌ برود، در چنين‌ مواردي‌ ولايت‌ پدر و جد پدري‌ دختر همچنان‌ باقي‌ است‌.81
3- اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ در غير باكره‌: با توجه‌ به‌ عبارت‌ “دختر باكره‌” در ماده‌ مورد اشاره‌، به‌ نظر مي‌رسد ترديدي‌ وجود ندارد كه‌ پدر يا جد پدري‌ هيچگونه‌ ولايتي‌ در خصوص‌ ازدواج‌ موقت‌ بالغه‌ غير باكره‌ ندارند و ازدواج‌موقت‌ چنين‌ فردي‌ تابع‌ اراده‌ خود اوست‌.
سؤال‌: اگر بكارت‌ با زنا زايل‌ شود و يا آنكه‌ دختري‌ بدون‌ اجازه‌ پدر شوهر كند و در اثر مخالفت‌ پدر ازدواج‌ موقت‌ ابطال‌ گردد، آيا براي‌ ازدواج‌ موقت‌ بعدي‌ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ ساقط مي‌شود يا خير؟
پاسخ‌: به‌ استناد رأي‌ وحدت‌ رويه‌ قضايي‌ صادره‌ از هيأت‌ عمومي‌ ديوان‌ عالي‌ كشور به‌ شماره‌ 62 مورخ‌ 1363/3/29، دخول‌ و ازاله‌ بكارت‌، چه‌ مشروع‌ باشد و چه‌ نامشروع‌ موجب‌ سقوط ولايت‌ پدر و جد پدري‌ است‌ بنابراين‌اگر دختري‌ بدون‌ اذن‌ پدر شوهر كند و در اثر مخالفت‌ پدر و درخواست‌ او نكاح‌ نامتناسب‌ ابطال‌ شود، دختر مي‌تواند با همان‌ مرد دوباره‌ ازدواج‌ كند زيرا در ازدواج‌ بعدي‌ ديگر باكره‌ نيست‌ و اين‌ بار پدر حق‌ اعتراض‌ ندارد.82
4- اجازه‌ غير از پدر و جد پدري‌: در ماده‌ مورد بحث‌، فقط اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ را براي‌ دختر باكره‌ با شرايطي‌ كه‌ اشاره‌ خواهد شد شرط دانسته‌ است‌ و از مفهوم‌ مخالف‌ آن‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ اجازه‌ سايرين‌ غير از پدر يا جدپدري‌ شرط نيست‌ از آن‌ جمله‌، اجازه‌ مادر و برادر لازم‌ نيست‌.83
5- اجازه‌ پدر يا جد پدري‌:
الف‌ ـ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌، در ماده‌ مورد بحث‌ از منابع‌ فقهي‌ و قول‌ مشهور علماي‌ اماميه‌ گرفته‌ شده‌ است‌ و اين‌ مسأله‌ در فقه‌ سابقه‌ تاريخي‌ دارد و مورد اختلاف‌ فقها است‌. اما به‌ هر صورت‌ ماده‌ 1043 قانون‌ مدني‌ مطابق‌فتواي‌ مشهور فقهاي‌ اماميه‌ تنظيم‌ شده‌ است‌.84
ب‌ ـ در توضيح‌ اين‌ مطلب‌ كه‌ چرا براي‌ ازدواج‌ موقت‌ و دائم‌ دختر باكره‌ در انتخاب‌ همسر داراي‌ محدوديتي‌ است‌ و بايد با اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ باشد، بايد گفت‌ اين‌ محدوديت‌ به‌ لحاظ جنبه‌ حمايت‌ و مصلحت‌ دختر است‌. درواقع‌ در مورد محدوديت‌ دختر باكره‌ در انتخاب‌ آزاد همسر و لزوم‌ اجازه‌ پدر در نظر فقهاي‌ معاصر و نيز قانون‌ مدني‌، بيشتر جنبه‌ حمايتي‌ مورد توجه‌ بوده‌ است‌ هرچند رگه‌هايي‌ از نظريه‌ استمرار ولايت‌ پدر و جد پدري‌ نيز وجوددارد. ولي‌ عمدتا نگراني‌ از عواقب‌ ناگوار ناشي‌ از تصميم‌ نسنجيده‌ و نپخته‌ دختر و احيانا فريب‌ خوردن‌ او كه‌ حداقل‌ در فرهنگ‌ اجتماعي‌ جامعه‌ ما ممكن‌ است‌ غالب‌ باشد آنان‌ را به‌ اتخاذ چنين‌ تصميم‌ وادار كرده‌ است‌.85
ج‌ ـ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌ در فرض‌ زنده‌ بودن‌ هر دو، به‌ صورت‌ ترتيبي‌ نيست‌، به‌ اين‌ معنا كه‌ اول‌ بايد از پدر اجازه‌ بگيرد و سپس‌ از جد، بلكه‌ اين‌ اجازه‌ در عرض‌ همديگر است‌، بنابراين‌ هر يك‌ از آنان‌ مي‌تواند بدون‌ كسب‌موافقت‌ ديگري‌ اجازه‌ ازدواج‌ دختر باكره‌ را بدهد.
البته‌ در صورت‌ انجام‌ امر ازدواج‌ توسط هر دو، ازدواجي‌ كه‌ زودتر انجام‌ گرفته‌ صحيح‌، و ديگري‌ بلا اثر است‌ اما در صورت‌ وقوع‌ هر دو در زمان‌ واحد، به‌ نظر فقها اقدام‌ جد پدري‌ مؤثر و عمل‌ پدر بدون‌ اثر خواهد بود.86

بخش‌ چهارم‌ ـ ساقط شدن‌ اجازه‌ پدر يا جد پدري‌:
قسمت‌ اول‌ ـ اين‌ امر در صورت‌ مضايقه‌ بدون‌ علت‌ موجه‌، مي‌تواند به‌ سه‌ صورت‌ مطرح‌ شود:
بند 1 ـ بدون‌ بيان‌ علت‌ ازدواج‌ را رد كند.
بند 2 ـ به‌ استناد علت‌ غير موجه‌ آن‌ را رد كند.
بند 3 ـ هيچگونه‌ نظر موافق‌ يا مخالفي‌ را اعلام‌ نكند.87
در هر سه‌ صورت‌ دختر حق‌ دارد براي‌ كسب‌ اجازه‌ در ازدواج‌ موقت‌ به‌ دادگاه‌ مراجعه‌ نمايد. اگرچه‌ در امر ازدواج‌ موقت‌ براي‌ دختر باكره‌ به‌ ندرت‌ در جامعه‌ اتفاق‌ مي‌افتدكه‌ بخواهد براي‌ اولين‌ ازدواج‌، ازدواج‌ موقت‌ را انتخاب‌نمايد. البته‌ اين‌ فرض‌ ممكن‌ است‌ كه‌ دختر باكره‌ باشد اما سن‌ جواني‌ ازدواج‌ وي‌ گذشته‌ باشد; مثلا در چهل‌ سالگي‌ هنوز دوشيزه‌ است‌ و مردي‌ براي‌ ازدواج‌ موقت‌ از وي‌ خواستگاري‌ نموده‌ و با راضي‌ بودن‌ دختر به‌ اين‌ ازدواج‌، پدرمضايقه‌ مي‌كند و علت‌ مضايقه‌ هم‌ با توجه‌ به‌ شرايط دختر غير موجه‌ است‌، در اين‌ صورت‌ به‌ استناد ذيل‌ ماده‌ 1043 قانون‌ مدني‌، دختر مي‌تواند با مراجعه‌ به‌ دادگاه‌ و معرفي‌ مردي‌ كه‌ مي‌خواهد با او ازدواج‌ نمايد و شرايط ازدواج‌ ومهري‌ كه‌ بين‌ خودشان‌ قرار داده‌اند، پس‌ از تحصيل‌ اجازه‌ دادگاه‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ و ثبت‌ آن‌ اقدام‌ نمايد.
قسمت‌ ب‌ ـ پدر يا جد پدري‌ در محل‌ حاضر نباشند: در فرضي‌ كه‌ دختر باكره‌ احتياج‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ داشته‌ باشد و پدر يا جد پدري‌ وي‌ در محل‌ حاضر نباشند و اجازه‌ آن‌ها نيز عادتا غيرممكن‌ باشد و يا محل‌ زندگي‌ را ترك‌كرده‌ و با فرض‌ زنده‌ بودن‌ خبري‌ از وي‌ در دسترس‌ نمي‌باشد، در اين‌ صورت‌ با استناد به‌ ماده‌ 1044 قانون‌ مدني‌، دختر مي‌تواندبا مراجعه‌ به‌ دادگاه‌ صالح‌ و احراز ادعاي‌ خود، اجازه‌ ثبت‌ ازدواج‌ موقت‌ را از دادگاه‌ تحصيل‌ نمايد.

نويسنده: حسن گنجي
كارشناس ارشد حقوق خصوصي
كتاب روابط زوجين در ازدواج موقت



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
فصل‌ اول‌ ـ روابط زوجين‌ در ازدواج‌ منقطع‌
اين‌ قسمت‌ توضيح‌ واژگان‌ كليدي‌ مبحث‌ مورد نظر، براي‌ ورود به‌ اصل‌ موضوع‌ در اين‌ گفتار است‌.
قسمت‌ اول‌ ـ تعريف‌ “روابط “: روابط جمع‌ رابطه‌ و به‌ معناي‌ پيوندها و پيوستگي‌ها53 است‌ و رابطه‌ به‌ معناي‌ پيوند، بستگي‌، ايجاد علاقه‌، توليد پيوند به‌ كار مي‌رود. همچنين‌ رابطه‌ كلمه‌اي‌ است‌ كه‌ دلالت‌ بر ربط ميان‌ دو چيزدارد.54
يا به‌ عبارت‌ ديگر، رابطه‌ حقوقي‌، بستگي‌ حقوق‌ دو يا چند شخص‌ با اشياء و اموال‌ و حقوق‌ و منافع‌ را گويند چنانكه‌ بين‌ زوج‌ و زوجه‌ نوعي‌ بستگي‌ وجود دارد كه‌ از عقد ازدواج‌ ناشي‌ مي‌شود.55
قسمت‌ دوم‌ ـ تعريف‌ “زوجين‌”: زن‌ و مردي‌ كه‌ بين‌ آن‌ها رابطه‌ زناشوئي‌ وجود داشته‌ باشد.56 اين‌ كلمه‌ تثنيه‌ زوج‌ و به‌ معناي‌ زن‌ و شوهر بكار مي‌رود.57
قسمت‌ سوم‌ ـ تعريف‌ “ازدواج‌”: ازدواج‌، جفت‌ گرفتن‌، زن‌ گرفتن‌، شوهركردن‌، با يكديگر هم‌ جفت‌ و قرين‌ شدن‌ را گويند. ازدواج‌ رابطه‌ حقوقي‌ است‌ كه‌ براي‌ هميشه‌ يا مدت‌ معين‌ به‌ وسيله‌ عقد مخصوص‌ بين‌ زن‌ و مرد حاصل‌شده‌ و به‌ آن‌ها حق‌ مي‌دهد كه‌ از يكديگر تمتع‌ جنسي‌ ببرند.58
يا به‌ عبارت‌ ديگر، عقدي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ مرد و زن‌ لااقل‌ بر نفي‌ محروميت‌ جنسي‌ )مانند نكاح‌ منقطع‌ احيانا (يا علاوه‌ بر نفي‌ آن‌ محروميت‌ به‌ منظور تشكيل‌ خانواده‌ و زندگي‌ مشترك‌ خانوادگي‌ قانونا با هم‌ متحد مي‌شوند)مانند مورد نكاح‌ دائم‌).59
قسمت‌ چهارم‌ ـ تعريف‌ “موقت‌”: كلمه‌ موقت‌ به‌ معناي‌، چيزي‌ كه‌ وقتش‌ معين‌ شده‌ و آنچه‌ كه‌ در مدتي‌ محدود و معين‌ بجا مي‌ماند و سپس‌ زايل‌ مي‌شود و در مقابل‌ دائم‌ و پايدار.60
با توجه‌ به‌ معاني‌ كلمات‌ مذكور، مي‌توان‌ بيان‌ نمود روابط زوجين‌ در ازدواج‌ موقت‌ عبارتست‌ از: »رابطه‌ حقوقي‌ كه‌ براي‌ مدت‌ معين‌ بين‌ زن‌ و مرد به‌ وسيله‌ عقد ايجاد مي‌شود و حق‌ تمتع‌ جنسي‌ را به‌ آنان‌ مي‌دهد و وظايف‌ وتكاليفي‌ را براي‌ طرفين‌ بوجود مي‌آورد.«
روابط زوجين‌ در ازدواج‌ موقت‌ از جنبه‌ غير مالي‌ در اين‌ گفتار و از جنبه‌ امور مالي‌ طي‌ گفتار آتي‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد.

فصل‌ دوم‌ ـ خواستگاري‌

ماده‌ 1043 قانون‌ مدني‌ مي‌گويد: »هر زني‌ را كه‌ خالي‌ از موانع‌ نكاح‌ باشد مي‌توان‌ خواستگاري‌ كرد.« قانون‌ مدني‌ تعريفي‌ از خواستگاري‌ به‌ عمل‌ نياورده‌ است‌. بعضي‌ از استادان‌ حقوق‌ گفته‌اند: خواستگاري‌ عبارت‌ است‌ از»پيشنهاد زناشوئي‌ از طرف‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ است‌ كه‌ بتواند با او ازدواج‌ نمايد.«61
بنابراين‌ خواستگار هميشه‌ مرد و كسي‌ كه‌ از او خواستگاري‌ مي‌شود همواره‌ زن‌ است‌. چه‌ اين‌ شيوه‌ مطابق‌ فطرت‌ و طبيعت‌ انسان‌ است‌.62
در تعريف‌ مذكور بيان‌ شد كه‌ در خواست‌ ازدواج‌ از جانب‌ مرد است‌ و اين‌ به‌ لحاظ غلبه‌ عرفي‌ است‌ و اغلب‌ مرد از زن‌ خواستگاري‌ مي‌نمايد و مفهوم‌ مخالف‌ آن‌، چنانچه‌ زن‌ از مرد خواستگاري‌ نمايد، اين‌ درخواست‌ مانع‌شرعي‌ و قانوني‌ ندارد63 و ممنوع‌ نيست‌ بلكه‌ از حقوق‌ انسان‌ است‌.64
عمل‌ خواستگاري‌ قبل‌ از مراسم‌ عقد و اجراي‌ صيغه‌ عقد صورت‌ مي‌گيرد و چنانچه‌ مورد قبول‌ واقع‌ شد اين‌ فاصله‌ زماني‌ ميان‌ خواستگاري‌ و اجراي‌ مراسم‌ عقد شرعي‌ را “دوران‌ نامزدي‌” مي‌گويند. خواستگاري‌ مي‌تواند توسطمرد و يا به‌ وسيله‌ خويشان‌ و دوستانش‌ يا وكيل‌ وي‌ صورت‌ گيرد.65
با توجه‌ به‌ تعريفي‌ كه‌ از خواستگاري‌ شد به‌ نظر مي‌رسد، ماده‌ 1034 قانون‌ مدني‌ اختصاصي‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ ندارد و شامل‌ خواستگاري‌ در ازدواج‌ موقت‌ هم‌ مي‌باشد.
موانع‌ خواستگاري‌: ماده‌ 1034 بيان‌ داشته‌ كه‌ از زني‌ مي‌توان‌ خواستگاري‌ نمود كه‌ مانعي‌ براي‌ ازدواج‌ نداشته‌ باشد. پس‌ مهمترين‌ شرط مشروع‌ بودن‌، ازدواج‌ با زني‌ است‌ كه‌ از او خواستگاري‌ مي‌شود.
بنابراين‌ خواستگاري‌ هنگامي‌ صحيح‌ است‌ كه‌:
اولا ـ ازدواج‌ با آن‌ زن‌ حرام‌ نباشد. در صورتي‌ كه‌ ازدواج‌ با زني‌ حرام‌ باشد خواستگاري‌ از او نيز حرام‌ و ممنوع‌ است‌. خواه‌ حرمت‌ دائمي‌ باشد مانند حرمت‌ ازدواج‌ با عمه‌ و خاله‌ يا حرمت‌ موقت‌ مانند ازدواج‌ با خواهر زن‌ پيش‌از آن‌ كه‌ نكاح‌ خواهر قبلي‌ منحل‌ شده‌ باشد. يا خواستگاري‌ از زن‌ شوهردار و يا زني‌ كه‌ در عده‌ رجعي‌ به‌ سر مي‌برد، مانند زن‌ شوهردار است‌ و به‌ تصريح‌ يا كنايه‌ نمي‌توان‌ از او خواستگاري‌ كرد.66
خواستگاري‌ از زني‌ كه‌ دوران‌ عده‌ وفات‌ را سپري‌ مي‌كند به‌ صورت‌ كنايه‌ مانعي‌ ندارد و خواستگاري‌ از زني‌ كه‌ در عده‌ بائن‌ است‌ براي‌ غير شوهر فقط به‌ كنايه‌ مجاز است‌ و توسط شوهر سابق‌ به‌ تصريح‌ نيز جايز شمرده‌ شده‌است‌.67
ثانيا ـ خواستگاري‌ از نامزد ديگري‌ نباشد. علماي‌ اهل‌سنت‌ اتفاق‌ نظر دارند كه‌ خواستگاري‌ از زني‌ كه‌ توسط ديگري‌ خواستگاري‌ شده‌ و وي‌ موافقت‌ كرده‌ ممنوع‌ و حرام‌ است‌. اما در اين‌ مسئله‌ ميان‌ فقهاي‌ اماميه‌ اختلاف‌ نظراست‌. عده‌اي‌ از جمله‌ شيخ‌ طوسي‌ و شهيد اول‌ خواستگاري‌ از زني‌ كه‌ مرد مسلماني‌ از او خواستگاري‌ كرده‌ و از طرف‌ او يا ولي‌ يا وكيلش‌ مورد موافقت‌ قرار گرفته‌ حرام‌ است‌ و عده‌اي‌ ديگر مانند شهيد ثاني‌ به‌ كراهت‌ عمل‌ نظرداده‌اند.68
برخي‌ از حقوقدانان‌ با توجه‌ به‌ احاديث‌ نقل‌ شده‌ در اين‌ خصوص‌ كه‌ مبناي‌ فتواي‌ عده‌اي‌ از فقها قرار گرفته‌، خواستگاري‌ از زني‌ كه‌ مورد خواستگاري‌ ديگري‌ قرار گرفته‌ و از طرف‌ زن‌ يا قائم‌ مقام‌ قانونيش‌ با آن‌ موافقت‌ شده‌، ازطرف‌ ديگران‌ را ممنوع‌ و حرام‌ دانسته‌اند.69 و به‌ علاوه‌ معتقد هستند چنانچه‌ خواستگاري‌ غير مجاز تلقي‌ شود و زياني‌ متوجه‌ زن‌ گردد، حسب‌ مورد داراي‌ مسووليت‌ مدني‌ و كيفري‌ است‌. زيرا اگر شخصي‌ آگاهانه‌ و به‌ عمد به‌خواستگاري‌ كسي‌ برود كه‌ خواستگاري‌ از او ممنوع‌ و حرام‌ است‌ و در نتيجه‌ اين‌ عمل‌ كه‌ تقصير به‌ شمار مي‌رود به‌ ديگري‌ زياني‌ برسد، زيان‌ ديده‌ مي‌تواند از مقصر خسارت‌ مطالبه‌ كند.
و يا اينكه‌ خواستگار مزاحمتي‌70 ايجاد كند يا توهين‌ تلقي‌ شود،71 مزاحم‌ طبق‌ ماده‌ 3 قانون‌ مجازات‌ حمل‌ چاقو مصوب‌ 1336 يا ماده‌ 619 قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ مستحق‌ مجازات‌ كيفري‌ خواهد بود.
اما نظر به‌ اينكه‌ خواستگاري‌ از نامزد ديگري‌ ممنوع‌ و حرام‌ است‌ و چنانچه‌ از چنين‌ زني‌ خواستگاري‌ كند و بعد از موافقت‌، او را به‌ عقد خود درآورد آيا عقد باطل‌ است‌ يا صحيح‌؟
اظهار شده‌ كه‌ علماي‌ اماميه‌ به‌ اتفاق‌ معتقدند اين‌ عقد باطل‌ نيست‌، هر چند مرتكب‌ را مستوجب‌ عقاب‌ مي‌دانند. زيرا آنچه‌ مورد نهي‌ واقع‌ شده‌ خواستگاري‌ از زني‌ است‌ كه‌ قبلا از او خواستگاري‌ و مورد موافقت‌ قرار گرفته‌ وفساد و حرمت‌ خواستگاري‌ مذكور ملازمه‌ با فساد و بطلان‌ عقد ازدواج‌ ندارد.72

و مورد ديگر اينكه‌ آيا زني‌ كه‌ ديگري‌ خواستگار اوست‌، ولي‌ هنوز آن‌ را قبول‌ يا رد نكرده‌ مي‌توان‌ خواستگاري‌ نمود؟گفته‌ شده‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از فقيهان‌ اماميه‌ و عامه‌ به‌ حرمت‌ چنين‌ خواستگاري‌ عقيده‌ ندارند.

نويسنده: حسن گنجي
كارشناس ارشد حقوق خصوصي
كتاب روابط زوجين در ازدواج موقت



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
فصل‌ چهارم‌ ـ ارث‌ در ازدواج‌ موقت‌

به‌ موجب‌ ماده‌ 140 قانون‌ مدني‌، ارث‌ يكي‌ از اسباب‌ تملك‌ است‌ و به‌ استناد ماده‌ 861 همان‌ قانون‌ موجب‌ ارث‌ از دو امر نسب‌ و سبب‌ است‌.
ماده‌ 1077 قانون‌ مدني‌ مي‌گويد: “در نكاح‌ منقطع‌ احكام‌ راجع‌ به‌ وراثت‌ زن‌ و به‌ مهر او همان‌ است‌ كه‌ در باب‌ ارث‌ و در فصل‌ آتي‌ مقرر شده‌ است‌.”
ماده‌ 940 قانون‌ مدني‌: “زوجين‌ كه‌ زوجيت‌ آن‌ها دائمي‌ بوده‌ و ممنوع‌ از ارث‌ نباشند از يكديگر ارث‌ مي‌برند.”
در قانون‌ مدني‌ ماده‌اي‌ كه‌ تصريح‌ به‌ ارث‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌ نمايد، وجود ندارد اما از مفهوم‌ مخالف‌ ماده‌ 940 قانون‌ مدني‌ كه‌ شرط ارث‌ بردن‌ زن‌ و شوهر از يكديگر را فقط مربوط به‌ ازدواج‌ دائم‌ دانسته‌ است‌،استفاده‌ مي‌شود كه‌ زن‌ و شوهر در امر ازدواج‌ موقت‌ از يكديگر ارث‌ نمي‌برند.
بنابراين‌ طبق‌ قاعده‌ كلي‌ و حكمي‌ كه‌ وجود دارد، زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌ از يكديگر ارث‌ نمي‌برند.

بخش‌ اول‌ ـ شرط ارث‌ در ازدواج‌ موقت‌:
قسمت‌ الف‌ ـ شرط ارث‌ براي‌ هر دو: اگر شرط ارث‌ شود كه‌ زن‌ و شوهر از يكديگر ارث‌ ببرند آيا صحيح‌ است‌ يا خير؟
اگر زن‌ و شوهر در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ شرط نمايند كه‌ از يكديگر ارث‌ ببرند، برخي‌ قائل‌ به‌ اين‌ هستند كه‌ اين‌ شرط صحيح‌ است‌.
قسمت‌ ب‌ ـ شرط ارث‌ براي‌ يكي‌ از طرفين‌: در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ هرگاه‌ شرط شود كه‌ فقط يكي‌ از زوجين‌ از ديگري‌ ارث‌ ببرد، شرط صحيح‌ است‌ مانند اينكه‌ شرط شود فقط زن‌ از شوهر ارث‌ ببرد يا بالعكس‌، در اين‌صورت‌ هر كه‌ شرط به‌ نفع‌ او شده‌، ارث‌ مي‌برد و به‌ نظر برخي‌ فقهاء اين‌ شرط صحيح‌ است‌.196
قسمت‌ ج‌ ـ عدم‌ ارث‌ ولو با شرط: زن‌ وشوهر در ازدواج‌ موقت‌ از يكديگر ارث‌ نمي‌برند، حتي‌ اگر شرط شده‌ باشد.197
با توجه‌ به‌ اينكه‌ ارث‌ بردن‌ زن‌ وشوهر از يكديگر در ازدواج‌ موقت‌، در قانون‌ مدني‌ ذكر نشده‌ و چنين‌ شرطي‌ هم‌ براي‌ آن‌ مقرر نشده‌ است‌ )همانند ماده‌ 1113 قانون‌ مدني‌ در خصوص‌ شرط حق‌ نفقه‌ (به‌ نظر مي‌رسد در ضمن‌عقد موقت‌ اگر چنين‌ شرطي‌ بين‌ زن‌ و شوهر شود، شرط باطل‌ و بلا اثر باشد.
زيرا شرط توارث‌ در مورد مذكور، شريك‌ قرار دادن‌ غير وارث‌ در تركه‌ است‌ كه‌ متعلق‌ به‌ ورثه‌ قانوني‌ متوفي‌ مي‌باشد و آن‌ برخلاف‌ قوانين‌ توارث‌ است‌ كه‌ از قوانين‌ آمره‌ به‌ شمار مي‌رود و از نظر نظم‌ اجتماعي‌ وضع‌ شده‌است‌. بدين‌ جهت‌ وصيت‌ بيش‌ از ثلث‌ هم‌ اجازه‌ داده‌ نشده‌ است‌ و مقدار زائد بر ثلث‌، منوط به‌ اجازه‌ ورثه‌ است‌.198
به‌ عبارت‌ ديگر شرط ضمن‌ عقد وقتي‌ صحيح‌ است‌ كه‌ در محدوده‌ حقوق‌ متعهد باشد، در حاليكه‌ شرط توارث‌ تعهد عليه‌ وارث‌ است‌ و هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند عليه‌ ديگري‌ شرط كند.199
و چنانچه‌ قائل‌ به‌ شرط ارث‌ در ازدواج‌ موقت‌ شويم‌، اين‌ با آسان‌ گيري‌ و مسئوليت‌ پذيري‌ كمتر در ازدواج‌ موقت‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ منافات‌ دارد زيرا يكي‌ از دلايل‌ تشريع‌ قانون‌ ازدواج‌ موقت‌، همانطور كه‌ قبلا بيان‌ گرديد، درخصوص‌ مواردي‌ است‌ كه‌ زن‌ و شوهر نسبت‌ به‌ يكديگر از تكاليف‌ كمتري‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ برخوردارند.

بخش‌ دوم‌ ـ نحوه‌ ارث‌ بردن‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:
اگر در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ زن‌ و شوهر يا يكي‌ از آن‌ها شرط نمايد كه‌ در قالب‌ وصيت‌ از يكديگر ارث‌ ببرند تا مقدار ثلث‌، اين‌ وصيت‌ صحيح‌ و نافذ است‌.
زيرا هر كس‌ مي‌تواند در زمان‌ حيات‌ خود تا ثلث‌ اموالش‌ را وصيت‌ نمايد و زياده‌ بر آن‌ موكول‌ به‌ اجازه‌ ورثه‌ است‌ و در اين‌ خصوص‌ زوجين‌ در ازدواج‌ موقت‌ مي‌توانند، وصيت‌ كنند به‌ اينكه‌ طبق‌ قانون‌ ارث‌ از يكديگر ارث‌ببرند.
بنابراين‌ سهم‌ مرد يك‌ چهارم‌ و اگر زن‌ فرزند نداشته‌ باشد يك‌ دوم‌ كل‌ اموال‌ و دارايي‌ زن‌ است‌ كه‌ در اين‌ صورت‌ نياز به‌ اجازه‌ ورثه‌ است‌ و سهم‌ زن‌ يك‌ هشتم‌ و اگر مرد فرزند نداشته‌ باشد يك‌ چهارم‌ قيمت‌ اموال‌ شوهر ازابنيه‌ و اشجار و ساير اموال‌ منقول‌ مرد است‌. و يا اينكه‌ به‌ تراضي‌، سهم‌ هر يك‌ را تعيين‌ كنند كه‌ بيشتر از ثلث‌ نشود و اين‌ وصيت‌ صحيح‌ است‌ و در اين‌ صورت‌ نياز به‌ اجازه‌ وراث‌ هم‌ نمي‌باشد زيرا كمتر از ثلث‌ وصيت‌ شده‌ است‌. ودر اين‌ خصوص‌ سهم‌ زن‌ از كل‌ اموال‌ شوهر و دارائي‌هاي‌ او خواهد بود زيرا بر طبق‌ شرط و تراضي‌ طرفين‌ عمل‌ مي‌شود.

نويسنده: حسن گنجي
كارشناس ارشد حقوق خصوصي
كتاب روابط زوجين در ازدواج موقت



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
فصل‌ سوم‌ ـ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌

ماده‌ 1113 قانون‌ مدني‌: “در عقد انقطاع‌ زن‌ حق‌ نفقه‌ ندارد مگر اينكه‌ شرط شده‌ يا آنكه‌ عقد مبني‌ بر آن‌ جاري‌ شده‌ باشد.”
يكي‌ از تفاوت‌هاي‌ ازدواج‌ دائم‌ با موقت‌ اين‌ است‌ كه‌ تعهدات‌ و تكاليف‌ مرد و زن‌ نسبت‌ به‌ يكديگر در ازدواج‌ موقت‌ كمتر از ازدواج‌ دائم‌ است‌ و اين‌ به‌ لحاظ شرايط آسانتر براي‌ افرادي‌ است‌ كه‌ نمي‌توانند تكاليف‌ و تعهدات‌ ومسووليت‌هاي‌ ازدواج‌ دائم‌ را بپذيرند.
يكي‌ از تعهدات‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ در ازدواج‌ دائم‌ عهده‌ دار بودن‌ نفقه‌ زن‌ است‌. اما در ازدواج‌ موقت‌، چنين‌ تكليفي‌ براي‌ مرد نيست‌. به‌ عبارت‌ ديگر، مرد عهده‌ دار مسووليت‌ نفقه‌ زن‌ خود در ازدواج‌ موقت‌ نمي‌باشد. و در واقع‌مرد لزومي‌ براي‌ تهيه‌ مسكن‌ و لباس‌ و غذا و اثاث‌ منزل‌ كه‌ به‌ طور متعارف‌ و با وضعيت‌ اجتماعي‌ زن‌ تناسب‌ داشته‌ باشد، ندارد. اين‌ قاعده‌ در ازدواج‌ موقت‌ اصل‌ است‌. اما چنانچه‌ حق‌ نفقه‌ از سوي‌ زن‌ در حين‌ عقد ازدواج‌ موقت‌شرط شود و مرد آن‌ را بپذيرد، اين‌ شرط صحيح‌ است‌ و مرد ملزم‌ به‌ انجام‌ آن‌ است‌ زيرا هر شرطي‌ كه‌ مخالف‌ با مقتضاي‌ ذات‌ عقد نباشد صحيح‌ است‌ و شرط حق‌ نفقه‌ خلاف‌ مقتضاي‌ ذات‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ نمي‌باشد.

بخش‌ اول‌ ـ شرط حق‌ نفقه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌:
قسمت‌ الف‌ ـ نفقه‌ براي‌ تمام‌ مدت‌: هرگاه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ شرط نمايد كه‌ در تمام‌ مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ بايد از حق‌ نفقه‌ برخوردار باشد و مرد آن‌ شرط را بپذيرد، حق‌ نفقه‌ زن‌ بر مرد لازم‌ است‌.
قسمت‌ ب‌ ـ نفقه‌ براي‌ قسمتي‌ از مدت‌: هرگاه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ شرط نمايد كه‌ در قسمتي‌ از مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، از حق‌ نفقه‌ برخوردار باشد و مرد آن‌ شرط را بپذيرد، مانند اينكه‌ مدت‌ عقد موقت‌ براي‌ پنج‌ سال‌است‌ و حق‌ نفقه‌ زن‌ دو سال‌ اول‌ يا دو سال‌ آخر باشد، در اين‌ صورت‌ شرط صحيح‌ است‌ و حق‌ نفقه‌ زن‌، بر مرد لازم‌ است‌.
قسمت‌ ج‌ ـ نفقه‌ بيش‌ از مدت‌: هرگاه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ شرط نمايد كه‌ نفقه‌ او به‌ بيش‌ از مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ باشد، به‌ عنوان‌ مثال‌ زن‌ شرط نمايد كه‌ نفقه‌ او به‌ مدت‌ پنج‌ سال‌ بر عهده‌ گرفته‌ شود و مرد آن‌ را تأمين‌نمايد، در صورتي‌ كه‌ مدت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ فقط دو سال‌ است‌ و اين‌ شرط مورد قبول‌ مرد واقع‌ گردد، شرط صحيح‌ است‌ و مرد ملزم‌ به‌ وفا به‌ شرط است‌.
قسمت‌ د ـ تعيين‌ نفقه‌ بعد از عقد: هرگاه‌ پس‌ از عقد ازدواج‌ موقت‌، ضمن‌ عقد خارج‌ لازم‌ زن‌ شرط نمايد كه‌ نفقه‌ او تا پايان‌ مدت‌ يا قسمي‌ از مدت‌ عقد موقت‌ بر عهده‌ شوهر باشد و شوهر آن‌ شرط را بپذيرد، به‌ نظر مي‌رسدچنين‌ شرطي‌ صحيح‌ است‌ و مرد ملزم‌ به‌ وفا به‌ شرط است‌ زيرا شرطي‌ كه‌ در ضمن‌ عقد صحيح‌ بوده‌ و خلاف‌ شرع‌ و خلاف‌ مقتضاي‌ ذات‌ عقد موقت‌ نيست‌، اشكالي‌ ندارد كه‌ پس‌ از عقد شرط شود; و چنانچه‌ ضمن‌ عقد خارج‌لازم‌ اين‌ شرط انجام‌ نگيرد به‌ نظر مي‌رسد وفا به‌ شرط، براي‌ مرد الزام‌ مي‌آورد زيرا آن‌ يك‌ تعهد است‌ كه‌ شوهر متعهد به‌ آن‌ شده‌ است‌.
قسمت‌ ه’ ـ عدم‌ شرط نفقه‌ و مدت‌ طولاني‌: هرگاه‌ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌ شرط نشود، اما مدت‌ عقد طولاني‌ باشد، آيا مي‌توان‌ گفت‌ از شرايط ضمني‌ عرفي‌، حق‌ نفقه‌ زن‌ به‌ موجب‌ ماده‌ 225 قانون‌ مدني‌ بوجود مي‌آيد؟
به‌ نظر مي‌رسد به‌ طور مطلق‌ نمي‌توان‌ چنين‌ تكليفي‌ و تعهدي‌ را بر عهده‌ مرد گذاشت‌، زيرا حق‌ نفقه‌ جزء مقتضاي‌ عقد موقت‌ نيست‌ و با شرط ضمن‌ عقد مي‌توان‌ آن‌ را محقق‌ ساخت‌ يا پس‌ از عقد به‌ تراضي‌ بين‌ زن‌ و مرد،شوهر متعهد آن‌ شود، اما اگر چنين‌ شرطي‌ نشود، زن‌ در ازدواج‌ موقت‌ حق‌ نفقه‌ نخواهد داشت‌.195
اما اگر چنانچه‌ شواهد و قرائن‌ حكايت‌ از آن‌ داشته‌ باشد كه‌ بدون‌ شرط نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌، مرد ملزم‌ به‌ حق‌ نفقه‌ زن‌ باشد، ناظر به‌ موردي‌ است‌ كه‌ مدت‌ عقد موقت‌ طولاني‌ باشد مثلا براي‌ ده‌ سال‌، و زن‌ نيز در منزلي‌ كه‌شوهر براي‌ او تهيه‌ كرده‌ است‌ سكونت‌ نمايد و با يكديگر زندگي‌ مشترك‌ دارند. در اين‌ صورت‌ به‌ نظر مي‌رسد مي‌توان‌ با استناد به‌ ماده‌ 225 قانون‌ مدني‌ كه‌ مي‌گويد:
“متعارف‌ بودن‌ امري‌ در عرف‌ و عادت‌ به‌ طوري‌ كه‌ عقد بدون‌ تصريح‌ هم‌ منصرف‌ آن‌ باشد به‌ منزله‌ ذكر در عقد است‌.”
حق‌ نفقه‌ زن‌ را بر عهده‌ شوهر گذاشت‌.

بخش‌ دوم‌ ـ شرايط حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌:
هرگاه‌ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌ به‌ صورت‌ مطلق‌ شرط شود، يعني‌ هيچ‌ قيدي‌ نداشته‌ باشد، به‌ نظر مي‌رسد تمام‌ حقوق‌ زوجين‌ كه‌ از حق‌ نفقه‌ ناشي‌ مي‌شود نسبت‌ به‌ يكديگر لازم‌ الرعايه‌ مي‌باشد مگر آنكه‌ قانون‌ تصريح‌ديگري‌ داشته‌ باشد. مانند حق‌ نفقه‌ زن‌ در عده‌ طلاق‌ رجعي‌. زيرا در ازدواج‌ موقت‌، طلاق‌ وجود ندارد تا در صورت‌ رجعي‌ بودن‌، زن‌ مستحق‌ نفقه‌ باشد.
بنابراين‌ به‌ استناد ماده‌ 1108 قانون‌ مدني‌: “هرگاه‌ زن‌ بدون‌ مانع‌ مشروع‌ از اداي‌ وظايف‌ زوجيت‌ امتناع‌ كند مستحق‌ نفقه‌ نخواهد بود.”
و همچنين‌ در صورت‌ شرط نفقه‌ و فوت‌ مرد در مدت‌ عقد موقت‌ كه‌ زن‌ بايد عده‌ وفات‌ نگهدارد، زن‌ مستحق‌ نفقه‌ نخواهد بود، زيرا با فوت شوهر رابطه‌ زوجيت‌ قطع‌‌شده‌ و نيز به‌ دستور ماده‌ 1110 قانون‌ مدني‌ كه‌ مي‌گويد: “درعده‌ وفات‌ زن‌ حق‌ نفقه‌ ندارد.” منظور در عقد دائم‌ است‌ كه‌ از تكاليف‌ مرد است‌، لذا به‌ طريق‌ اولي‌ زن‌ در ازدواج‌ موقت‌، در صورت‌ فوت‌ شوهر حق‌ نفقه‌ نخواهد داشت‌ ولو آنكه‌ در ضمن‌ عقد يا پس‌ از آن‌ حق‌ نفقه‌ شرط شده‌باشد.
اما اگر حق‌ نفقه‌ به‌ صورت‌ مطلق‌ شرط نشده‌ باشد و داراي‌ قيدي‌ باشد مانند اينكه‌ حق‌ نفقه‌ زن‌ با شوهر است‌ تا هنگامي‌ كه‌ سر كار نمي‌رود و خانه‌ دار است‌، در اين‌ فرض‌ حق‌ نفقه‌ در محدوده‌ همان‌ قيد بر عهده‌ مرد است‌ و ازهنگامي‌ كه‌ زن‌ بر سر كار رفت‌ و شاغل‌ شد و ديگر وي‌ را خانه‌ دار ندانند، حق‌ نفقه‌ او بر عهده‌ مرد نمي‌باشد.

بخش‌ سوم‌ ـ استنكاف‌ شوهر از پرداخت‌ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌:
هرگاه‌ بر اساس‌ اجازه‌ ماده‌ 1113 قانون‌ مدني‌، عقد ازدواج‌ موقت‌ با شرط حق‌ نفقه‌ زن‌ باشد و مرد از دادن‌ نفقه‌ زن‌ خودداري‌ نمايد، به‌ دستور ماده‌ 1111 قانون‌ مدني‌ كه‌ بيان‌ مي‌دارد: پزن‌ مي‌تواند در صورت‌ استنكاف‌ شوهر ازدادن‌ نفقه‌ به‌ محكمه‌ رجوع‌ كند در اين‌ صورت‌ محكمه‌ ميزان‌ نفقه‌ را معين‌ و شوهر را به‌ دادن‌ آن‌ محكوم‌ خواهد كرد. پزن‌ مي‌تواند الزام‌ شوهر به‌ پرداخت‌ نفقه‌ را از دادگاه‌ صالح‌ درخواست‌ نمايد.
چنانچه‌ خودداري‌ شوهر از پرداخت‌ نفقه‌ به‌ لحاظ عجز و عدم‌ توانايي‌ در پرداخت‌ نفقه‌ باشد و يا آنكه‌ شوهر بدون‌ جهت‌ نفقه‌ زن‌ خود را نپردازد و دادگاه‌ هم‌ نتواند شوهر را ملزم‌ به‌ پرداخت‌ نفقه‌ كند و يا اجراء آن‌ ممكن‌ نباشدمانند اينكه‌، شوهر مدتي‌ است‌ زن‌ خود را رها كرده‌ و ديگر به‌ او سر نمي‌زند و چند سال‌ هم‌ از مدت‌ عقد باقي‌ مانده‌ است‌ و يا شوهر فقير است‌ و نمي‌تواند نفقه‌ زن‌ را بپردازد، در اين‌ صورت‌ زن‌ مي‌تواند به‌ دادگاه‌ صالح‌ مراجعه‌ نمايدو دادگاه‌ شوهر را اجبار به‌ بذل‌ مدت‌ كند و در صورت‌ استنكاف‌ وي‌، دادگاه‌ خود، زن‌ را رها نمايد و باقي‌ مدت‌ را بذل‌ كند )ماده‌ 1129 قانون‌ مدني‌)

نويسنده: حسن گنجي
كارشناس ارشد حقوق خصوصي
كتاب روابط زوجين در ازدواج موقت



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
فصل‌ دوم‌ ـ مهر در ازدواج‌ موقت‌

مهر عبارت‌ است‌ از مالي‌ كه‌ به‌ مناسبت‌ ازدواج‌ موقت‌، مرد ملزم‌ به‌ دادن‌ آن‌ به‌ زن‌ مي‌شود.168
ماده‌ 1078 قانون‌ مدني‌: “هر چيزي‌ را كه‌ مالكيت‌ داشته‌ و قابل‌ تملك‌ نيز باشد مي‌توان‌ مهر قرار داد.”
دو نكته‌ در ماده‌ 1078 قانون‌ مدني‌ قابل‌ ذكر است‌:

بخش‌ اول‌ ـ خصوصيات‌ مهر:
قسمت‌ الف‌ ـ مهر ماليت‌ داشته‌ باشد: يعني‌ داراي‌ ارزش‌ داد و ستد اقتصادي‌ باشد و مورد معاوضه‌ قرار گيرد،169 اعم‌ از اينكه‌ عين‌ خارجي‌ باشد مانند زمين‌ يا خانه‌ و يا كلي‌ در ذمه‌ باشد مانند آنكه‌ يكصد هزارتومان‌ زوج‌ در ذمه‌قبول‌ كند و يا آنكه‌ منافع‌ باشد مانند عين‌ مستأجره‌.
قسمت‌ ب‌ ـ قابل‌ تملك‌ باشد: مهر بايد مالي‌ باشد كه‌ زن‌ بتواند آن‌ را تملك‌ نمايد و مالك‌ آن‌ شود. بنابراين‌ چنانچه‌ مهر مالي‌ قرار داده‌ شود كه‌ قابل‌ تملك‌ نباشد مانند اموال‌ عمومي‌ مثل‌ جاده‌ و خيابان‌ و يا خوك‌ و يا شراب‌ و ياماليت‌ نداشته‌ باشد مانند هوا، بالنتيجه‌ چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ مهري‌ قرار گيرد كه‌ ماليت‌ نداشته‌ باشد و يا اينكه‌ قابل‌ تملك‌ نباشد مهر باطل‌ است‌ و چون‌ مهر باطل‌ است‌ موجب‌ بطلان‌ عقد در ازدواج‌ موقت‌ مي‌گردد. زيرا تعيين‌ مهر باشرايط صحت‌ آن‌ كه‌ خللي‌ به‌ مهر وارد نيايد از اركان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ به‌ شمار مي‌رود و در صورت‌ بطلان‌ مهر، عقد را نيز باطل‌ مي‌نمايد.
مالي‌ كه‌ مهر قرار داده‌ مي‌شود بايد ملك‌ شوهر باشد. و لذا نمي‌توان‌ ملك‌ ديگري‌ را مهر قرار داد.170

بخش‌ دوم‌ ـ مهر بايد منفعت‌ عقلائي‌ مشروع‌ داشته‌ باشد:
مالي‌ كه‌ به‌ عنوان‌ مهر تعيين‌ مي‌شود، با استفاده‌ از وحدت‌ ملاك‌ ماده‌ 215 و ماده‌ 348 قانون‌ مدني‌، بايد متضمن‌ منفعت‌ عقلائي‌ مشروع‌ باشد و چنانچه‌ داراي‌ اين‌ خصوصيت‌ نباشد و چيزي‌ به‌ عنوان‌ مهر تعيين‌ شود كه‌ فروش‌ يااستعمال‌ آن‌ را قانون‌ ممنوع‌ كرده‌ باشد مانند مواد مخدر و يا شراب‌، در چنين‌ صورتي‌ مهر باطل‌ است‌ و با بطلان‌ مهر سرايت‌ به‌ عقد مي‌نمايد و عقد ازدواج‌ موقت‌ نيز باطل‌ خواهد بود.

بخش‌ سوم‌ ـ مهر بايد معلوم‌ باشد:
ماده‌ 1079 قانون‌ مدني‌: “مهر بايد بين‌ طرفين‌ تا حدي‌ كه‌ رفع‌ جهالت‌ آن‌ها بشود معلوم‌ باشد.”
هرگاه‌ مهر عين‌ معين‌ باشد، بايد در زمان‌ عقد موجود باشد و اگر معلوم‌ شود كه‌ آن‌ عين‌ در زمان‌ عقد موجود نبوده‌، تعيين‌ مهر باطل‌ خواهد بود171 و “در نتيجه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ نيز باطل‌ است‌.” مانند اينكه‌ مرد، باغ‌ معيني‌ را مهرزن‌ قرار دهد كه‌ در حين‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، باغ‌ در حريم‌ رودخانه‌ بوده‌ و با آمدن‌ سيل‌ كلا از بين‌ رفته‌ است‌، در اين‌ صورت‌ تعيين‌ مهر باطل‌ و بلااثر است‌ و موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ نيز مي‌شود.
يا به‌ عبارت‌ ديگر مهر نبايد مجهول‌ باشد و بايد رفع‌ ابهام‌ گردد. معلوم‌ بودن‌ مهر به‌ معلوم‌ بودن‌ مقدار و جنس‌ و وصف‌ است‌. معلوم‌ شدن‌ مهر براي‌ طرفين‌ گاه‌ به‌ وسيله‌ مشاهده‌ مي‌باشد و آن‌ در مورد اعياني‌ است‌ كه‌ در خارج‌موجودند و به‌ وسيله‌ مشاهده‌ مي‌توان‌ رفع‌ جهالت‌ از آن‌ نمود، مانند باغ‌ و خانه‌. و گاه‌ مشاهده‌ به‌ تنهايي‌ براي‌ آن‌ كافي‌ نيست‌، بلكه‌ تعيين‌ مقدار آن‌ به‌ وزن‌ يا عدد يا مساحت‌ لازم‌ مي‌باشد مانند گندم‌، آهن‌ و زمين‌.172
بنابراين‌ تعيين‌ دقيق‌ مهر از نظر وزن‌ و مساحت‌ لازم‌ نيست‌ و به‌ استناد ماده‌ 216 قانون‌ مدني‌ كه‌ مي‌گويد: “مورد معامله‌ بايد مبهم‌ نباشد مگر در موارد خاصه‌ كه‌ علم‌ اجمالي‌ به‌ آن‌ كافي‌ است‌.”
زيرا عقد ازدواج‌ موقت‌ از عقود مسامحه‌ است‌ و علم‌ اجمالي‌ به‌ مهر به‌ صورت‌ مشاهده‌ كافي‌ است‌.173

بخش‌ چهارم‌ ـ قدرت‌ تسليم‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌:
هرگاه‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌، مرد قدرت‌ بر تسليم‌ مهر به‌ زن‌ را نداشته‌ باشد، مهر باطل‌ و موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ است‌. منظور زن‌ از قرار دادن‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ به‌ دست‌ آوردن‌ و مالكيت‌ بر آن‌ است‌ بنابراين‌چنانچه‌ مرد مالي‌ را به‌ عنوان‌ مهر به‌ زن‌ تمليك‌ نمايد كه‌ قدرت‌ بر تسليم‌ آن‌ را ندارد و زن‌ هم‌ قدرت‌ تسليم‌ بر آن‌ را نداشته‌ باشد مهر باطل‌ است‌ و موجب‌ ابطال‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ مي‌گردد،174 مثلا انگشتري‌ يا گردن‌ بندي‌ را كه‌ در درياغرق‌ شده‌ و دست‌ يافتن‌ به‌ آن‌ ممكن‌ نيست‌ نمي‌توان‌ مهر قرار داد. البته‌ اگر مرد قادر به‌ تسليم‌ مال‌ نباشد، ولي‌ زن‌ قادر به‌ تسليم‌ باشد، يعني‌ بتواند خود آن‌ را به‌ دست‌ آورد، چنانكه‌ زن‌ غواص‌ ماهري‌ بوده‌ و بتواند جواهر را از قعر دريابيرون‌ آورد، يا مالي‌ را كه‌ در دست‌ غاصب‌ است‌، با استفاده‌ از نفوذ خانواده‌ خود از او بگيرد، در اين‌ صورت‌ مال‌ مذبور را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ مهر تعيين‌ كرد.

بخش‌ پنجم‌ ـ تراضي‌ مقدار مهر در ازدواج‌ موقت‌ )مهرالمسمي‌):
ماده‌ 1080 قانون‌ مدني‌: “تعيين‌ مقدار مهر، منوط به‌ تراضي‌ طرفين‌ است‌.”
مهري‌ را كه‌ ضمن‌ عقد “ازدواج‌ موقت‌” زن‌ و مرد به‌ تراضي‌ معين‌ مي‌كنند، به‌ آن‌ مهرالمسمي‌ مي‌گويند. چنانكه‌ كسان‌ ديگري‌ بدون‌ موافقت‌ زن‌ و مرد مهريه‌ را تعيين‌ كنند صحيح‌ نيست‌ زيرا به‌ دستور ماده‌ بالا تعيين‌ مقدار مهر،منوط به‌ تراضي‌ طرفين‌ است‌ و منظور از طرفين‌ يعني‌ زن‌ و مردي‌ كه‌ طرفين‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ هستند لذا رضايت‌ طرفين‌ عقد شرط است‌.
بنابراين‌، موضوع‌ اين‌ مهر )مهرالمسمي‌ (اگر عين‌ معين‌ است‌ بايد در زمان‌ عقد “ازدواج موقت” موجود باشد و ماليت‌ داشته‌ و قابل‌ نقل‌ و انتقال‌ باشد و تا حدي‌ كه‌ رفع‌ جهالت‌ از دو طرف‌ كند معلوم‌ و معين‌ شود. مرد بايد قدرت‌ برتسليم‌ مهر را داشته‌ و مالك‌ آن‌ نيز باشد.175
تعيين‌ مقدار مهر نيز به‌ تراضي‌ دو طرف‌ واگذار شده‌ است‌ و آنان‌ مي‌توانند خود مقدار آن‌ را تعيين‌ كنند يا آنكه‌ به‌ تراضي‌، شخص‌ ثالثي‌ را براي‌ اين‌ منظور انتخاب‌ كنند.176

بخش‌ ششم‌ ـ شرط بطلان‌ ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تأديه‌ مهر:
ماده‌ 1081 قانون‌ مدني‌: “اگر در عقد نكاح‌ شرط شود كه‌ در صورت‌ عدم‌ تأديه‌ مهر در مدت‌ معين‌ نكاح‌ باطل‌ خواهد بود نكاح‌ و مهر صحيح‌ ولي‌ شرط باطل‌ است‌.”
هرگاه‌ در ضمن‌ عقد “ازدواج موقت” شرط شود كه‌ مهريه‌ بايد تا تاريخ‌ معيني‌ پرداخت‌ شود زن‌ خيار فسخ‌ داشته‌ باشد، چنين‌ شرطي‌ كه‌ شرط نتيجه‌ است‌ فاسد و باطل‌ خواهد بود، ولي‌ عقد و مهر هر دو صحيح‌ و منجز است‌.
يعني‌ نه‌ عقد را خياري‌ خواهد كرد و نه‌ مهر را، زيرا نظر آنان‌ بر خياري‌ شدن‌ عقد بوده‌ نه‌ مهر، و چون‌ باطل‌ بودن‌ شرط، تأثيري‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ نداشته‌ است‌ بنابراين‌ هم‌ عقد “ازدواج موقت” و هم‌ مهر هر دو صحيح‌مي‌باشند.177

بخش‌ هفتم‌ ـ تملك‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1082 قانون‌ مدني‌: “به‌ مجرد عقد، زن‌ مالك‌ مهر مي‌شود و مي‌تواند هر نوع‌ تصرفي‌ كه‌ بخواهد در آن‌ بنمايد.”
در صورتي‌ كه‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ عين‌ معين‌ خارجي‌ باشد، زن‌ به‌ مجرد عقد، مالك‌ آن‌ مي‌گردد و مي‌تواند در آن‌ هرگونه‌ تصرف‌ نموده‌ و انتفاع‌ ببرد و هرگاه‌ مهر كلي‌ و در ذمه‌ باشد، زن‌ پس‌ از عقد مي‌تواند آن‌ را مطالبه‌ نمايدو شوهر بايد بلافاصله‌ آن‌ را تأديه‌ كند، مگر آنكه‌ مدتي‌ براي‌ پرداخت‌ آن‌ معين‌ شده‌ باشد.
مالكيت‌ زن‌ نسبت‌ به‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ متزلزل‌ مي‌باشد و مشروط به‌ تمكين‌ زن‌ در تمام‌ مدتي‌ است‌ كه‌ در عقد ذكر شده‌ است‌.178

بخش‌ هشتم‌ ـ تقسيط مهر در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1083 قانون‌ مدني‌: “براي‌ تأديه‌ تمام‌ يا قسمتي‌ از مهر مي‌توان‌ مدت‌ يا اقساطي‌ قرار داد.”
به‌ استناد ماده‌ مذكور با توافق‌ طرفين‌ عقد در ازدواج‌ موقت‌، مرد مي‌تواند تمام‌ مهريه‌ را در يك‌ مدت‌ و زمان‌ خاص‌ پرداخت‌ نمايد يعني‌ از حالت‌، عندالمطالبه‌ بودن‌ مهريه‌ را خارج‌ نموده‌ و اجل‌ براي‌ آن‌ قرار دهد.
همچنين‌ در صورت‌ توافق‌ زوجين‌، مرد مي‌تواند قسمتي‌ از مهر را فورا پرداخت‌ نموده‌ و نسبت‌ به‌ مابقي‌ در وقت‌ معين‌ ديگري‌ پرداخت‌ نمايد.
مورد ديگر اينكه‌ در صورت‌ توافق‌ زوجين‌، مرد مي‌تواند براي‌ پرداخت‌ تمام‌ مهر، آن‌ را به‌ صورت‌ اقساط پرداخت‌ نمايد يعني‌ در چندين‌ مرحله‌ آن‌ را بپردازد.

بخش‌ نهم‌ ـ تلف‌ و عيب‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1084 قانون‌ مدني‌: “هرگاه‌ مهر عين‌ معين‌ باشد و معلوم‌ گردد قبل‌ از عقد معيوب‌ بوده‌ و يا بعد از عقد و قبل‌ از تسليم‌ معيوب‌ و يا تلف‌ شود، شوهر ضامن‌ عيب‌ و تلف‌ است‌.”
در هر دو صورتي‌ كه‌ در ماده‌ فوق‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌، اعم‌ از اينكه‌ قبل‌ از عقد و يا بعد از عقد و قبل‌ از تسليم‌، مهر معيوب‌ و يا تلف‌ شود، به‌ بيان‌ قانونگزار، شوهر ضامن‌ عيب‌ و تلف‌ است‌ و در اينجا از قاعده‌ ضمان‌ يد استفاده‌ شده‌است‌.
زيرا در صورت‌ معيوب‌ بودن‌ قبل‌ از عقد و يا بعد از عقد و قبل‌ از تسليم‌، زن‌ اختيار فسخ‌ ازدواج‌ را ندارد، لذا در صورت‌ فرض‌ مذكور هم‌ عقد صحيح‌ است‌ و هم‌ مهر; منتها، شوهر بايد تفاوت‌ مهر سالم‌ با مهر معيوب‌ را بپردازد.
به‌ عبارت‌ ديگر، اگر مهر كلي‌ شد و زوج‌ بخواهد فرد معيوب‌ را به‌ زوجه‌ بپردازد زوجه‌ مي‌تواند آن‌ را رد كرده‌ و فرد بي‌ عيب‌ را بخواهد. مثلا صد من‌ گندم‌ به‌ طور كلي‌ مهر واقع‌ شود و زوج‌ صد من‌ گندم‌ فاسد يا ناقص‌ را بخواهدتحويل‌ دهد، زوجه‌ حق‌ امتناع‌ از قبول‌ آن‌ را دارد و زوج‌ مكلف‌ است‌ در صورت‌ عدم‌ انحصار آن‌ كلي‌، به‌ آن‌ فردي‌ كه‌ حاضر كرده‌ است‌ فرد ديگر بي‌ عيب‌ تهيه‌ و تسليم‌ نمايد و اگر در همين‌ مثال‌ زوجه‌ قبول‌ كرد ذمه‌ زوج‌ بري‌ خواهدشد و همچنين‌ با تراضي‌ در پرداخت‌ مابه‌ التفاوت‌، ذمه‌ زوج‌ بري‌ مي‌شود. ولي‌ اگر مهر كلي‌ نبوده‌ بلكه‌ عين‌ معين‌ باشد مانند آنكه‌ قالي‌ مشخص‌ و معيني‌ را زوج‌ مهر قرار دهد و آن‌ قالي‌ قبل‌ از عقد معيوب‌ بوده‌ و زوجه‌ مطلع‌ از عيب‌نباشد، زوج‌ بايد مابه‌ التفاوت‌ معيوب‌ و صحيح‌ را به‌ زوجه‌ تأديه‌ نمايد و همچنين‌ اگر بعد از عقد و قبل‌ از تسليم‌ به‌ زوجه‌ معيوب‌ شود مثل‌آنكه‌ قالي‌ كه‌ مهر تعيين‌ شده‌ بود قبل‌ از تسليم‌ موريانه‌ آن‌ را بخورد و از قيمت‌ آن‌ كاسته‌ شود،زوج‌ مكلف‌ است‌ علاوه‌ بر تسليم‌ قالي‌، مابه‌ التفاوت‌ را بپردازد و نيز اگر همين‌ قالي‌ تلف‌ شود ولو آنكه‌ بدون‌ تعدي‌ و تفريط شوهر تلف‌ شود و از بين‌ برود، زوج‌ بايد مثل‌ و يا قيمت‌ آن‌ را به‌ زوجه‌ پرداخت‌ نمايد.179

بخش‌ دهم‌ ـ حق‌ امتناع‌ زن‌ از تمكين‌ در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1085 قانون‌ مدني‌: “زن‌ مي‌تواند تا مهر به‌ او تسليم‌ نشده‌ از ايفاء وظايفي‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد امتناع‌ كند مشروط بر اينكه‌ مهر او حال‌ باشد و اين‌ امتناع‌ مسقط حق‌ نفقه‌ نخواهد بود.”
در تعريف‌ تمكين‌ گفته‌ شده‌: مراد از تمكين‌ آن‌ است‌ كه‌ تخليه‌ كند )يعني‌ آزاد گذارد (ميان‌ خود و شوهر در هر حال‌ و خود را به‌ دست‌ او دهد. مگر در مواردي‌ كه‌ قانون‌ او را معذور شمرده‌ است‌ مثل‌ ايام‌ حيض‌ و احرام‌ و مرض‌مانع‌ تمكين‌.180
و به‌ عبارت‌ ديگر تمكين‌ عبارت‌ است‌ از ايفاء وظايف‌ زن‌ نسبت‌ به‌ درخواست‌ مرد براي‌ استمتاع‌ از وي‌.
مهر در ازدواج‌ از قواعد حقوقي‌ معاوضي‌ پيروي‌ مي‌كند لذا زن‌ مي‌تواند قبل‌ از دريافت‌ مهر از ايفاء وظايف‌ زناشوئي‌ خودداري‌ كند و اين‌ در خصوص‌ موردي‌ است‌ كه‌ مهر حال‌ و عندالمطالبه‌ باشد. ولي‌ اگر پرداخت‌ مهر داراي‌اجل‌ باشد، يعني‌ براي‌ پرداخت‌ مهر كلا و يا بعضا مدتي‌ مقرر گردد، زوجه‌ نمي‌تواند از ايفاي‌ وظايف‌ زناشوئي‌ خودداري‌ كند.

بخش‌ يازدهم‌ ـ تمكين‌ عام‌ و تمكين‌ خاص‌:
اما نسبت‌ به‌ اينكه‌ تمكين‌ فقط شامل‌ نزديكي‌ با شوهر است‌ و يا شامل‌ موارد ديگر وظايفي‌ كه‌ زن‌ نسبت‌ به‌ شوهر دارد، مي‌شود يا خير، دو نكته‌ قابل‌ بررسي‌ است‌:
قسمت‌ اول‌ ـ تمكين‌ خاص‌: تمكين‌ خاص‌ عبارت‌ است‌ از آنكه‌ زن‌ خود را براي‌ استمتاعات‌ و نزديكي‌، در اختيار شوهر قرار دهد. برخي‌ از شارحين‌ قانون‌ مدني‌ بر اين‌ عقيده‌اند كه‌:
اگر چه‌ به‌ زن‌ اجازه‌ داده‌ كه‌ بتواند از ايفاء وظايفي‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد امتناع‌ كند تا مهر خود را دريافت‌ نمايد، ولي‌ بايد متذكر بود كه‌ در حقوق‌ اماميه‌ زن‌ فقط از نزديكي‌ با شوهر مي‌تواند امتناع‌ بنمايد تا مهر خود را بگيرد والازن‌ نمي‌تواند انجام‌ وظائف‌ ديگر از قبيل‌ حسن‌ معاشرت‌ و سكونت‌ در منزل‌ شوهر و اطاعت‌ از او را، موكول‌ به‌ گرفتن‌ مهر كند. بدين‌ جهت‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ بايد ماده‌ را تفسير نموده‌ و حق‌ امتناع‌ زن‌ را از ايفاء وظايفي‌ كه‌ در مقابل‌شوهر دارد، منحصر به‌ نزديكي‌ دانست‌ و چنانچه‌ ترديد در وجود حق‌ مذبور در مورد وظايف‌ ديگر زن‌ شود، اصل‌ عدم‌ آن‌ است‌.181
قسمت‌ دوم‌ ـ تمكين‌ عام‌: تمكين‌ عام‌ آن‌ است‌ كه‌ زن‌ بايد نسبت‌ به‌ تمام‌ وظايفي‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد از قبيل‌ حسن‌ معاشرت‌ و سكونت‌ در منزل‌ شوهر و عدم‌ خروج‌ وي‌ از منزل‌، بدون‌ اجازه‌ شوهر از وي‌ اطاعت‌ نمايد. برخي‌ديگر از اساتيد حقوق‌ عقيده‌ دارند:
زوجه‌ هرچند مي‌تواند مادام‌ كه‌ مهر را دريافت‌ نداشته‌ است‌ از سكونت‌ در مسكني‌ كه‌ شوهر تهيه‌ نموده‌ خودداري‌ كند و اگر چنين‌ كرد ناشزه‌ محسوب‌ نمي‌شود تا زوج‌ بتواند از اداي‌ نفقه‌ سرپيچي‌ كند، ولي‌ اين‌ امر موجب‌ آن‌نمي‌شود كه‌ زوجه‌ بتواند حق‌ سكناي‌ خويش‌ را مطالبه‌ نمايد.182
لذا با توجه‌ به‌ صراحت‌ ماده‌ كه‌ از عبارت‌ “ايفاء وظايف‌” استفاده‌ كرده‌، به‌ نظر مي‌رسد منظور، تمكين‌ عام‌ و خاص‌ هر دو را شامل‌ شود. زيرا به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ صرف‌ حضور در اقامتگاه‌ شوهر، تمكين‌ محسوب‌ نخواهدشد.183
بنابراين‌ عقيده‌ بعضي‌ از شارحين‌ قانون‌ مدني‌، عقد ازدواج‌ موقت‌ تابع‌ قواعد معاوضي‌ است‌ و تمكين‌ زن‌ در مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ مانند عمل‌ معوض‌ است‌، لذا چنانچه‌ زن‌ در تمامي‌ مدت‌ از شوهر تمكين‌ نكند و ناشزه‌ گردد،مستحق‌ مهر نخواهد بود و چنانچه‌ قسمتي‌ از مدت‌ را تمكين‌ نكند به‌ همان‌ نسبت‌ از مهر او ساقط مي‌گردد و هرگاه‌ شوهر آن‌ را پرداخته‌ باشد مي‌تواند مسترد نمايد. ولي‌ هرگاه‌ زن‌ از شوهر خود تمكين‌ داشته‌ باشد ولي‌ مرد تا انقضاءمدت‌ نزديكي‌ ننمايد زن‌ مستحق‌ مهر خواهد بود، زيرا شوهر تفويت‌ منفعت‌ از خود كرده‌ است‌.184

بخش‌ دوازدهم‌ ـ ساقط شدن‌ حق‌ امتناع‌ زن‌ در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1086 قانون‌ مدني‌: “اگر زن‌ قبل‌ از اخذ مهر به‌ اختيار خود به‌ ايفاء وظايفي‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد قيام‌ نمود، ديگر نمي‌تواند از حكم‌ ماده‌ قبل‌ استفاده‌ كند، مع‌ذلك‌ حقي‌ كه‌ براي‌ مطالبه‌ مهر دارد ساقط نخواهد شد”.
اگر زن‌ با اختيار خود، قبل‌ از مطالبه‌ مهريه‌ نسبت‌ به‌ وظايف‌ زناشوئي‌ اقدام‌ كرد، پس‌ از آن‌ نمي‌تواند به‌ لحاظ عدم‌ دريافت‌ مهريه‌ از وظايف‌ زناشوئي‌ خودداري‌ نمايد تا اينكه‌ مهر خود را مطالبه‌ نمايد; اما اين‌ امر موجب‌ نمي‌شوداگر مهريه‌ حال‌ بود و درخواست‌ مطالبه‌ آن‌ را نمود، شوهر از پرداخت‌ آن‌ خودداري‌ نمايد.
از مفهوم‌ مخالف‌ ماده‌ مورد بحث‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ اگر زن‌ بدون‌ اختيار خود و با اكراه‌ و اجبار و تهديد شوهر، نسبت‌ به‌ وظايف‌ زناشوئي‌ و نزديكي‌ اقدام‌ نمود، مي‌تواند از حقي‌ كه‌ در ماده‌ 1085 قانون‌ مدني‌، مبني‌ بر خودداري‌از وظايف‌ زناشوئي‌ تا تسليم‌ مهر به‌ وي‌ داده‌ شده‌ استفاده‌ نمايد.

بخش‌ سيزدهم‌ ـ اقسام‌ مهر:
مهر بر چهار نوع‌ است‌ كه‌ سه‌ عنوان‌ آن‌ در قانون‌ مدني‌ ذكر شده‌ است‌:
قسمت‌ اول‌ ـ مهر المسمي‌: مهري‌ را كه‌ زن‌ و شوهر ضمن‌ عقد يا پس‌ از عقد به‌ تراضي‌ معين‌ مي‌كنند، و يا تعيين‌ آن‌ را به‌ عهده‌ شخص‌ ثالثي‌ واگذار مي‌نمايد، به‌ آن‌ مهرالمسمي‌ مي‌گويند.
قسمت‌ دوم‌ ـ مهر المثل‌: مهري‌ است‌ كه‌ به‌ تراضي‌ زن‌ و شوهر تعيين‌ نشده‌، بلكه‌ بر حسب‌ عرف‌ و عادت‌ و با توجه‌ به‌ وضع‌ زن‌، صفات‌ و حالات‌، سن‌، زيبائي‌، تحصيلات‌، موقعيت‌ اجتماعي‌ و خانوادگي‌ و با در نظر گرفتن‌مقتضيات‌ زمان‌ و مكان‌ معين‌ مي‌گردد.185
ماده‌ 1091 قانون‌ مدني‌ در خصوص‌ مهرالمثل‌ مي‌گويد: “براي‌ تعيين‌ مهرالمثل‌ بايد حال‌ زن‌ از حيث‌ شرافت‌ خانوادگي‌ و ساير صفات‌ و وضعيت‌ او نسبت‌ به‌ اماثل‌ و اقران‌ و اقارب‌ و همچنين‌ معمول‌ محل‌ و غيره‌ در نظر گرفته‌شود.”
قسمت‌ سوم‌ ـ مهر المتعه‌: هرگاه‌ مهر در عقد ذكر نشده‌ و شوهر قبل‌ از نزديكي‌ و تعيين‌ مهر، زن‌ خود را طلاق‌ دهد بايد به‌ زن‌ بپردازد.
در تعيين‌ مهر المتعه‌ بر عكس‌ مهرالمثل‌ كه‌ حال‌ زن‌ مورد ارزيابي‌ قرار مي‌گرفت‌، حال‌ مرد از نظر ثروت‌ و فقر ملاك‌ قرار مي‌گيرد.
اگر فردي‌ ثروتمند باشد چيزي‌ ارزشمند مي‌دهد و اگر فقير باشد ملزم‌ به‌ پرداخت‌ شي‌ء ارزان‌ قيمت‌ خواهد بود. و ماده‌ 1094 قانون‌ مدني‌ در خصوص‌ مهر المتعه‌ مي‌گويد: “براي‌ تعيين‌ مهرالمتعه‌ حال‌ مرد از حيث‌ غنا و فقرملاحظه‌ مي‌شود.”
قسمت‌ چهارم‌ ـ مهر السنه‌: مهرالسنه‌ مهري‌ است‌ كه‌ وجود مقدس‌ نبي‌ اكرم‌)ص( براي‌ دختر بزرگوارش‌ حضرت‌ فاطمه‌3 تعيين‌ فرمود و مقدار آن‌ پانصد درهم‌ بود.186 و بعضي‌ نيز گفته‌اند مهر السنه‌، مقداري‌ است‌ كه‌ وجود مقدس‌نبي‌اكرم‌)ص( سنت‌ قرار داده‌ و زنان‌ خويش‌ را با همان‌ مقدار ازدواج‌ كرده‌ است‌.187
از اقسام‌ چهار گانه‌ مهر، سه‌ عنوان‌ بالا در قانون‌ مدني‌ ذكر شده‌ و اسمي‌ از مهرالسنه‌ در قانون‌ مدني‌ مطرح‌ نشده‌ است‌.

بخش‌ چهاردهم‌ ـ كدام‌ عنوان‌ مهر، مربوط به‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌:
با توجه‌ به‌ توضيحي‌ كه‌ در خصوص‌ اقسام‌ چهارگانه‌ مهر داده‌ شده‌، فقط مهرالمسمي‌ مربوط به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ است‌ كه‌ با تراضي‌ قبل‌ از عقد يا ضمن‌ عقد تعيين‌ مي‌گردد. زيرا چنانچه‌ قبلا بيان‌ گرديد، تعيين‌ مهر در ازدواج‌موقت‌ از اركان‌ عقد است‌ و اگر مهر فاسد شود و يا شرايط صحت‌ را نداشته‌ باشد و مهر باطل‌ باشد، موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ مي‌شود، چون‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ جزء مقتضاي‌ ذات‌ عقد است‌ و در صورت‌ باطل‌ بودن‌ مهر،موجب‌ سرايت‌ آن‌ به‌ عقد مي‌شود و در نتيجه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را باطل‌ مي‌نمايد.
قسمت‌ اول‌ ـ تعيين‌ مهر المثل‌ به‌ جاي‌ مهر المسمي‌: با توضيح‌ مذكور ديگر زمينه‌اي‌ به‌ وجود نمي‌آيد تا مهرالمثل‌ يا مهرالمتعه‌ جايگزين‌ مهرالمسمي‌ شود مگر در يك‌ مورد كه‌ قانون‌ مدني‌ در ماده‌ 1099 مقرر مي‌دارد: “در صورت‌جهل‌ زن‌ به‌ فساد نكاح‌ و وقوع‌ نزديكي‌، زن‌ مستحق‌ مهرالمثل‌ است‌.”
بند الف‌ ـ علم‌ زن‌ به‌ فساد عقد : هرگاه‌ زن‌ قبل‌ از عقد ازدواج‌ موقت‌ علم‌ داشته‌ كه‌ عقد فاسد است‌ و با علم‌ و عمد اقدام‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ نمود، در اين‌ جا هيچگونه‌ مهري‌ به‌ زن‌ تعلق‌ نمي‌گيرد، مانند موردي‌ كه‌ زن‌ مي‌داند، مادروي‌ در عقد ازدواج‌ دائم‌ يا موقت‌ مرد است‌ و ازدواج‌ با شوهر مادر، باطل‌ است‌ و با اين‌ حال‌ با مرد ازدواج‌ موقت‌ مي‌نمايد. در اين‌ صورت‌ رابطه‌ زن‌ با مرد رابطه‌ زنا و رابطه‌ مرد با زن‌ در صورت‌ جهل‌ مرد، شبهه‌ است‌.
بند ب‌ ـ علم‌ زن‌ و مرد به‌ فساد عقد: هرگاه‌ زن‌ و مرد، هر دو نسبت‌ به‌ فاسد بودن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ علم‌ دارند و با اين‌ حال‌ مبادرت‌ به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ و نزديكي‌ نمايند، در اين‌ صورت‌ نيز زن‌ مستحق‌ هيچگونه‌ مهري‌ نيست‌ ورابطه‌ هر دو با يكديگر غير مشروع‌ و غير قانوني‌ است‌ و از مصاديق‌ بارز زنا است‌ مانند مثال‌ بالا.
بند ج‌ ـ جهل‌ زن‌ و علم‌ مرد به‌ فساد عقد: بر خلاف‌ بند الف‌، هرگاه‌ زن‌ نسبت‌ به‌ فاسد بودن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ جاهل‌ بوده‌، اما مرد به‌ فساد عقد علم‌ داشته‌ است‌، در صورت‌ نزديكي‌، ز

ادامه مطلب...

ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
فصل‌ اول‌ ـ مطالبه‌ هدايائي‌ كه‌ از بهم‌ خوردن‌ نامزدي‌ قبل‌ از ازدواج‌ منقطع‌ ناشي‌ مي‌شود

ماده‌ 1037 قانون‌ مدني‌: “هر يك‌ از نامزدها مي‌تواند در صورت‌ بهم‌ خوردن‌ وصلت‌ منظور هدايائي‌ را كه‌ به‌ طرف‌ ديگر يا ابوين‌ او براي‌ وصلت‌ منظور داده‌ است‌ مطالبه‌ كند. اگر عين‌ هدايا موجود نباشد، مستحق‌ قيمت‌ هدايائي‌خواهدبود كه‌ عادتا نگاه‌ داشته‌ مي‌شود مگر اينكه‌ آن‌ هدايا بدون‌ تقصير طرف‌ ديگر تلف‌ شده‌ باشد.”
ماده‌ 1038 قانون‌ مدني‌: “مفاد ماده‌ قبل‌ از حيث‌ رجوع‌ به‌ قيمت‌ در موردي‌ كه‌ وصلت‌ منظور در اثر فوت‌ يكي‌ از نامزدها بهم‌ بخورد مجري‌ نخواهد بود.”

بخش‌ اول‌ ـ قرارداد جايز:
با توجه‌ به‌ ماده‌ 1035 قانون‌ مدني‌، نامزدي‌ قراردادي‌ است‌ كه‌ بين‌ زن‌ و مرد يا پسر و دختر بسته‌ مي‌شود. موضوع‌ اين‌ قرارداد ازدواج‌ دو طرف‌ در آينده‌ است‌. اين‌ قرارداد كه‌ وعده‌ ازدواج‌ نيز ناميده‌ مي‌شود، قرارداد جايز است‌ وهر يك‌ از دو طرف‌ مي‌تواند از آن‌ عدول‌ كند و به‌ عبارت‌ ديگر آن‌ را فسخ‌ نمايد.166

بخش‌ دوم‌ ـ پس‌ گرفتن‌ هدايا:
به‌ دستور ماده‌ 1037 قانون‌ مدني‌، اگر به‌ منظور وصلت‌ هدايايي‌ در دوران‌ نامزدي‌ به‌ يكي‌ از طرفين‌ داده‌ شده‌ باشد و نامزدي‌ بهم‌ بخورد، طرفي‌ كه‌ هدايا را داده‌ مي‌تواند آن‌ را پس‌ بگيرد. به‌ نظر مي‌رسد چنانچه‌ يكي‌ از طرفين‌قبل‌ از دوران‌ نامزدي‌ به‌ ديگري‌ هديه‌ داده‌ و سپس‌ با يكديگر نامزد شده‌اند و درآخر نامزدي‌ بهم‌ خورده‌، نمي‌تواند آن‌ را مطالبه‌ نمايد. زيرا پس‌ گرفتن‌ هدايا در بهم‌ خوردن‌ نامزدي‌ در ماده‌ مذكور مربوط به‌ دوران‌ نامزدي‌ مي‌باشد.
بعضي‌ از شارحين‌ قانون‌ مدني‌، معتقد هستند كه‌ هديه‌ يك‌ نوع‌ هبه‌ است‌ و هبه‌ غير معوض‌ با بقاي‌ عين‌ قابل‌ استرداد است‌.167

بخش‌ سوم‌ ـ هداياي‌ مصرفي‌:
بند اول‌ ـ نوع‌ غير قابل‌ نگهداري‌: اگر هدايايي‌ كه‌ توسط يكي‌ از نامزدها براي‌ ديگري‌ فرستاده‌ شده‌، و آن‌ هديه‌ را به‌ طور عادي‌ نمي‌شود نگهداري‌ كرد، مانند اينكه‌ مرد يك‌ جعبه‌ دو كيلويي‌ شيريني‌ خريداري‌ و به‌ منزل‌ نامزد خودبرده‌ و مصرف‌ شده‌ است‌، ديگر نمي‌تواند آن‌ را مطالبه‌ نمايد زيرا شيريني‌ عادتا قابل‌ نگهداري‌ نيست‌ و مصرف‌ شده‌ است‌.
بند دوم‌ ـ نوع‌ قابل‌ نگهداري‌: اگر هدايايي‌ توسط يكي‌ از نامزدها براي‌ ديگري‌ فرستاده‌ شده‌ و آن‌ هديه‌ را به‌ حسب‌ معمول‌ و عادت‌ مي‌شود نگهداري‌ نمود، پس‌ از بهم‌ خوردن‌ نامزدي‌، مي‌تواند آن‌ را مطالبه‌ نمايد. مانند اينكه‌حلقه‌ نامزدي‌ بين‌ طرفين‌ رد و بدل‌ شود و اين‌ قابل‌ استرداد است‌ چون‌ به‌ طور عادت‌ اين‌ هديه‌ قابل‌ نگهداري‌ است‌.
بند سوم‌ ـ موجود نبودن‌ هديه‌ قابل‌ نگهداري‌: اگر هديه‌اي‌ كه‌ قابل‌ نگهداري‌ است‌، موجود نباشد، طرفي‌ كه‌ درخواست‌ استرداد آن‌ را مي‌نمايد مستحق‌ دريافت‌ قيمت‌ آن‌ خواهد بود. مانند اينكه‌ مرد به‌ زن‌ حلقه‌اي‌ بابت‌ نامزدي‌بدهد و نامزدي‌ بهم‌ بخورد و زن‌ آن‌ را بفروشد يا اينكه‌ آن‌ را به‌ ديگري‌ هديه‌ نمايد، در اين‌ صورت‌ زن‌ بايد قيمت‌ آن‌ حلقه‌ را به‌ مرد بپردازد.
بند چهارم‌ ـ تلف‌ شدن‌ هديه‌ بدون‌ تقصير: هرگاه‌ هديه‌اي‌ كه‌ عادتا قابل‌ نگهداري‌ است‌، موجود نباشد، اگر بدون‌ تقصير ديگري‌ تلف‌ شده‌ باشد، قابل‌ مطالبه‌ نيست‌ زيرا، امين‌ بدون‌ تقصير مسئول‌ نيست‌ مانند آنكه‌ حلقه‌ نامزدي‌ به‌همراه‌ بعضي‌ ديگر از اشياء فرد مورد سرقت‌ قرار گيرد. در اين‌ فرض‌، يد زن‌، يد اماني‌ بوده‌ و تلف‌ شدن‌ هديه‌ در نزد وي‌ بدون‌ تقصير وي‌، انجام‌ گرفته‌ است‌ لذا يد امين‌ بدون‌ تقصير مسئول‌ نيست‌.
بند پنجم‌ ـ تلف‌ شدن‌ هديه‌ با تقصير: اما چنانچه‌ در نگهداري‌ هديه‌اي‌ كه‌ عادتا قابل‌ نگهداري‌ است‌ و در اثر تعدي‌ يا تفريط، هديه‌ تلف‌ شود، در اين‌ صورت‌ قابل‌ مطالبه‌ است‌. يعني‌ اينكه‌ چنانچه‌ در نگهداري‌ هديه‌ توجه‌ لازم‌صورت‌ نگرفته‌ و بر اثر بي‌احتياطي‌ و بي‌مبالاتي‌ و يا به‌ صورت‌ عمدي‌ هديه‌ تلف‌ شده‌ باشد، در اين‌ صورت‌ كسي‌ كه‌ هديه‌ را تلف‌ يا در نزد وي‌ تلف‌ شده‌، مسئول‌ جبران‌ خسارت‌ است‌.
بند ششم‌ ـ هديه‌ و فوت‌ يكي‌ از نامزدها: هديه‌اي‌ كه‌ عادتا قابل‌ نگهداري‌ است‌، اگر تلف‌ شده‌ باشد، هنگامي‌ قابل‌ مطالبه‌ است‌ كه‌ بهم‌ خوردن‌ نامزدي‌ به‌ علت‌ فوت‌ يكي‌ از نامزدها نبوده‌ باشد و چنانچه‌ علت‌ بهم‌ خوردن‌ نامزدي‌،فوت‌ يكي‌ از نامزدها باشد، و آن‌ هديه‌ در نزد نامزد فوت‌ شده‌ بوده‌، ديگر قابل‌ مطالبه‌ نيست‌.
بند هفتم‌ ـ وضعيت‌ مخارج‌ نامزدي‌ در ازدواج‌ موقت‌: در دوران‌ نامزدي‌ چنانچه‌ زن‌ و مرد غير از هدايا كه‌ در مبحث‌ قبلي‌ شرح‌ آن‌ گذشت‌، متحمل‌ هزينه‌ و خسارتي‌ شوند و نامزدي‌ بهم‌ خورد آيا اين‌ هزينه‌ و خسارات‌ قابل‌ مطالبه‌هست‌ يا خير؟
ماده‌ 1036 قانون‌ مدني‌ قبل‌ از حذف‌ در اين‌ خصوص‌ راه‌گشا بود: “اگر يكي‌ از نامزدها وصلت‌ منظور را به‌ علت‌ موجهي‌ برهم‌ زند در حاليكه‌ طرف‌ مقابل‌ يا ابوين‌ او يا اشخاص‌ ديگر به‌ اعتماد وقوع‌ ازدواج‌ مغرور شده‌ و مخارجي‌كرده‌ باشند، طرفي‌ كه‌ وصلت‌ را بهم‌ زده‌ است‌ بايد از عهده‌ خسارات‌ وارده‌ برآيد ولي‌ خسارت‌ مذبور فقط مربوط به‌ مخارج‌ متعارفه‌ خواهد بود.”
اين‌ ماده‌ به‌ لحاظ قاعده‌ غرور، جبران‌ خسارت‌ را متوجه‌ طرفي‌ مي‌دانست‌ كه‌ بدون‌ علت‌ موجهي‌ نامزدي‌ را بهم‌ زده‌ و از بهم‌ خوردن‌ وصلت‌ نامزدي‌، طرف‌ ديگر متحمل‌ خسارت‌ شده‌ است‌. اما چنانچه‌ به‌ علت‌ موجهي‌ نامزدي‌را بهم‌ بزند و طرف‌ ديگر متحمل‌ خسارت‌ شود، اين‌ خسارت‌ قابل‌ مطالبه‌ نمي‌باشد.
اما به‌ نظر مي‌رسد مي‌توان‌ به‌ استناد ماده‌ 1 قانون‌ مسووليت‌ مدني‌ كه‌ مي‌گويد: “هر كس‌ بدون‌ مجوز قانوني‌ عمدا يا در نتيجه‌ بي‌ احتياطي‌ به‌ جان‌ يا سلامتي‌ يا مال‌ يا آزادي‌ يا حيثيت‌ يا شهرت‌ تجارتي‌ يا به‌ هر حق‌ ديگري‌ كه‌ به‌موجب‌ قانون‌ براي‌ افراد ايجاد گرديده‌ لطمه‌اي‌ وارد نمايد، كه‌ موجب‌ ضرر مادي‌ يا معنوي‌ ديگري‌ شود، مسوول‌ جبران‌ خسارت‌ ناشي‌ از عمل‌ خود مي‌باشد” خسارت‌ وارده‌ به‌ طرفي‌ كه‌ بدون‌ عذر موجه‌ نامزدي‌ را بهم‌ زده‌ است‌، ازوي‌ مطالبه‌ نمود.

نويسنده: حسن گنجي
كارشناس ارشد حقوق خصوصي
كتاب روابط زوجين در ازدواج موقت



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
1 – ادرار مايعي رقيق و حاوي آب، املاح مختلف و اسيد اوريك مي باشد كه در مثانه تشكيل شده و از آلت تناسلي مرد و زن خارج مي شود، اين مايع شرعا نجس بوده و غيرقابل خوردن است.

2 – مني مايعي غليظ و سفيد رنگ است كه پس از توليد در كيسه هاي بالاي بيضه ذخيره شده و زماني كه لذت جنسي به اوج مي رسد با شتاب از آلت تناسلي مرد خارج مي شود، خروج مني باعث سستي بدن و كاهش ميل جنسي است، فردي كه مني از او خارج شده جنب است و بايد پيش از خواندن نماز غسل جنابت نمايد، اين مايع شرعا نجس بوده و خوردن آن حرام است.

3 – مَذى مايعي رقيق و بي رنگ است كه پيش از خروج مني بر اثر شهوت بيرون مي آيد، با خروج مَذى نه غسل جنابت واجب مي شود و نه وضو باطل مي گردد، مَذى نجس نيست و شرعا به مانند آب بيني است.

4 – وَدى مايعي رقيق و بي رنگ است كه پس از ادرار خارج مي شود، خروج وَدى وضو را باطل نمي كند و شرعا نجس نبوده و حكم آب بيني را دارد، خارج كردن وَدى با دست را، استبراء مي گويند، انجام اين عمل پس از ادرار مستحب است.

5 – وَذى مايعي است كه پس از مني از آلت خارج مي شود، خروج وَذى وضو را باطل نمي كند و شرعا نجس نبوده و حكم آب بيني را دارد.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
شخصي كه از كم اثري و ضعف مني گله مند بود، خدمت امام صادق(ع) رسيد.
امام صادق(ع)  به او فرمود: ابتدا استغفار كن و سپس تخم مرغ و پياز فراوان بخور، افرادى كه از نظر جنسى ضعيف اند بايد تخم مرغ را همراه پياز بخورند.

مردى به امام صادق (ع) عرض مرد كه من دوست دارم از آميزش جنسى بهره ى بسيار ببرم امّا نمى توانم. راهنمايى بفرماييد.
امام به او فرمود: پياز سفيد را قطعه قطعه كن و در روغن زيتون تفت بده و بعد در ظرف ديگرى تخم مرغ بشكن و بر آن اندكى نمك بپاش و سپس تخم مرغ را به آن پياز سرخ شده اضافه كن و بگذار در روغن طبخ شود. اين خوراك به تو توانايى جنسى خواهد داد.

منبع: طب الصادق



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
شايع ترين اختلالات جنسي شناخته شده براي زنان شامل :

كاهش ميل جنسي، ديسپاروني (آميزش دردناك)، واژينيسموس (انقباض دردناك و غيرارادي ماهيچه هاي واژن به هنگام دخول) و نرسيدن به اوج لذت جنسي (يا ارضا نشدن جنسي) است

ديسپاروني (آميزش دردناك):

ديسپاروني حالتي است كه فرد در هنگام آميزش دچار درد ميشود. اين درد ممكن است در بدو ورود آلت مردانه به واژن يا در مراحل مختلف در طول دخول ايجاد شود. اين حالت درجات متفاوتي دارد و نسبت به اينكه در چه زماني پس از شروع نزديكي و در كجا فرد احساس درد مي كند، دلايل و درمانهاي متفاوتي دارد.

يكي از دلايل شايع درد هنگام آميزش براي زنان خشكي واژن است. اگر خانم به هر دليل آمادگي دخول را نداشته باشد، اين عمل مي تواند بسيار دردناك باشد. در اكثر موارد خشكي واژن به دليل نداشتن پيش نوازي كافي است، يعني خانم اين فرصت را پيدا نكرده كه از نظر جسمي به محرك هاي جنسي پاسخ دهد و محيط واژن به اندازه كافي لغزنده نيست. از جمله دلايل و شرايط ديگري كه ميتواند باعث خشكي واژن شود داروهايي است كه فرد مصرف مي كند. در اين مورد مشورت با پزشك و يا مطالعه در مورد دارويي كه مصرف مي كنيد، مي تواند مفيد باشد. معمولا منابع خوبي در اينترنت در مورد داروهاي مختلف وجود دارد.

از دلايل ديگر ديسپاروني يا آميزش دردناك، مي توان به جراحات و ضربه هايي كه در طول زمان به آلت تناسلي وارد شده، سابقه آزار جنسي، دوران پس از زايمان، دوران عادت ماهانه، بيماري هاي ناحيه تناسلي و برخي از سرطانهايي كه اعصاب آن منطقه را تحت تخريب قرار داده و نيز بيماري هاي مقاربتي درمان نشده اشاره كرد.

برخي از پزشكان آميزش دردناك را جزو دسته اختلالات جنسي نمي دانند و برخورشان با بيماراني كه از اين حالت رنج مي برند، توام با شناخت كافي نيست. در اين موارد توصيه مي شود به پزشك ديگري مراجعه كرده و پيش از انجام معاينه، دردناك بودن ناحيه تناسلي خود را براي او بازگو نماييد. گاه ضرورت دارد، روان درماني هاي لازم پيش از انجام هر گونه معاينه اي صورت پذيرد.

حالت ديگري كه افراد با آن روبرو مي شوند درد در هنگام دخول است. اين حالت ميتواند به دلايل متعددي باشد كه شايع ترين آنها عبارتند از: عفونت هاي دستگاه تناسلي و دهانه رحم، بيماريهاي مقاربتي درمان نشده، همزماني نزديكي و زمان تخمك گذاري، و در نهايت آماده نبودن فرد از نظر جسمي.

مورد آخر دليل مراجعه درصد زيادي از زنان است بخصوص در اوايل برقراري رابطه جنسي.

وقتي كه زوج ها براي پيش نوازي صرف مي كنند، صرفا جنبه عاطفي ندارد. در بدن زني كه براي داشتن رابطه جنسي آماده ميشود، تغييراتي صورت مي گيرد كه دخول را ساده تر مي كند. علت اين است كه بدن زنان طوري طراحي شده كه در هنگام دخول حداكثر آمادگي را براي باردار شدن فراهم كند، بنابراين وقتي كه خانمي آمادگي لازم را بر اثر پيش نوازي پيدا مي كند، رحمش به سمت بالا كشيده مي شود و اين كار به طول واژن اضافه مي كند تا توانايي گنجايش آلت مردانه را داشته باشد.

در اين حالت ديواره هاي واژن پر خون شده و مواد لغزنده اي را ترشح مي كنند كه دخول را آسانتر مي كند. اين ديواره ها بر اثر پيش نوازي مناسب از يكديگر جدا شده و جاي دادن آلت مردانه را در واژن ساده تر مي كنند. بنابراين مي بينيم كه پيش نوازي خوشايند و به مقدار كافي تا چه حد مي تواند در كيفيت رابطه جنسي تاثير داشته باشد.

واژينيسموس (انقباض دردناك و غيرارادي ماهيچه هاي واژن به هنگام دخول):

در اين حالت هرگونه دخولي به واژن به شدت دردناك و حتي غيرممكن است، حتي انگشت خود فرد. در اين مواقع معاينات زنان و زايمان هم با مشكل روبرو مي شود چون بيمار حتي از فكر اينكه وسيله معاينه به واژن وي وارد شود وحشت دارد.

چون اين اختلال جزو گروه اختلالات مربوط به درد است و تعريف هر فرد در مورد ميزان دردي كه تجربه مي كند با فرد ديگر متفاوت است، بنابراين نحوه برخورد پزشك و اطرافيان اين افراد در طول مدت درمان نقش بسزايي دارد.

اولين مرحله در درمان اين اختلال باور كردن مريض و احساس درد وي است. پس از آن پزشك (در ايران) يا روان درمانگر جنسي به همراهي شريك جنسي فرد درمان را شروع مي كنند. به اين صورت كه فرد يك سري از ابزاري را دريافت مي كند كه مانند انگشت است و معمولا از اندازه انگشت سبابه تا اندازه آلت مردانه را دارد.

فرد هر هفته وارد كردن يكي از اين ابزار را به همراه تمرين هاي تمركز و آرام كننده اعضاي بدن به داخل واژن تمرين مي كند تا زماني كه آخرين اندازه هم بدون درد وارد واژن شود. پس از آن به تدريج ورود آلت مردانه را به واژن تجربه ميكند. اين مرحله بايد بسيار آهسته و با توجه به پذيرش بيمار انجام شود. درمان واژينيسموس بسته به عوامل مختلف مي تواند تا بيش از يك سال طول بكشد.

براي افرادي كه به دنبال راه حل هاي سريع تر هستند درمانهايي چون نزديكي كردن آقا با خانم در حالي كه خانم توسط پزشك بيهوش شده و يا فلج كردن عضلات اطراف و دهانه واژن با تزريق موادي چون بوتاكس در ايران گزارش شده كه در دراز مدت نه تنها اثر بهتري ندارد بلكه متواند اثر بسيار مخربي روي روابط زوج ها و تصويري كه زن از خودش دارد بگذارد. اين روش ها توصيه نمي شود.

چنانچه زوج تنها با هدف بچه دار شدن مي خواهند اين اختلال را بر طرف كنند، مي توانند از لقاح با واسطه استفاده كنند يعني مايع مني مرد را به وسيله ابزاري مثل قطره چكان بلند وارد واژن زن كنند و آميزش را به طور مصنوعي انجام دهند.

اين مسئله جنبه روحي و رواني دارد و نه جسمي (به جز موارد انگشت شماري كه گزارش شده جراحات و ضربات وارد آمده به ناحيه تناسلي موجب بروز اين مشكل شده). به عنوان مثال زني كه در دوران كودكي اش به او گفته شده كه ناحيه تناسلي اش مي تواند محل آبروريزي و گناه باشد و مرد ها مي توانند آسيب جبران ناپذيري به پرده بكارت او وارد كنند، در آغاز زندگي مشترك ممكن است چنين مشكلي را تجربه كند.

واژينيسموس بيشتر در بين زوجهايي گزارش شده كه در فرهنگ و يا مذهبشان رابطه جنسي پيش از ازدواج شديدا منع شده و در عين حال بر تشكيل خانواده و داشتن فرزند تاكيد شده است. به عنوان مثال تازه ترين مقالات منتشر شده در پزشكي حاكي از شيوع اين اختلال در تركيه (مسلمان) و اسرائيل (يهودي) داشته است.

نرسيدن به اوج لذت جنسي (ارگاسم):

اين اختلال به حالتي گفته ميشود كه رسيدن فرد به اوج لذت جنسي با تاخير توام باشد و يا اينكه فرد اصلا اوج لذت جنسي را تجربه نكند. اين حالت كم و بيش در زنان اكثر مناطق جهان ديده مي شود. دليل اين مسئله آن است كه دختران از كودكي به حجب و حيا تشويق مي شوند. زماني كه همان دختر وارد رابطه مي شود و حالا به عنوان يك زن و شريك جنسي هم بايد وظايفي را انجام بدهد، شكستن حريمي كه در آن در ساعاتي از شبانه روز فرد بايد حجب و حيا را كنار گذاشته و از رابطه جنسي با همسرش لذت ببرد خيلي دشوار است.

اين طرز فكر كه نهادينه شده، نمي تواند مانند يك كليد روشن و خاموش بشود. بنابراين فرد نمي تواند مهارهاي ذهني اش را بشكند و گاهي حتي اگر لذت هم ببرد نمي تواند و يا نمي خواهد آن را بروز دهد، از ترس اينكه مورد قضاوت قرار بگيرد و متهم شود كه زن سبك و هرزه اي است. بنابراين به مرور اين حالت رابطه جنسي را براي فرد از يك حالت خوش آيند به حالت وظيفه و بعضا توام با ترس تبديل مي كند. ترس از اينكه مبادا عكس العملي نشان بدهد كه همسرش تصور كند او هرزه است.

در ابتداي شكل گيري رابطه جنسي هم اغلب اين ترس وجود دارد كه مبادا فرد متهم به اين شود كه پيش از اين رابطه جنسي ديگري را تجربه كرده است و براي همين مي داند كه چطور بايد در يك رابطه جنسي با طرف مقابل برخورد كرد و لذت هم برد.

مورد بعدي كه ميتواند باعث اين اختلال شود تاثير معكوس بعضي از داروها بر روي مكانيسم مغزي افراد است. بطور مثال پژوهش ها گزارش داده اند كه بعضي از داروهاي ضد افسردگي ميتوانند بر روي رسيدن خانمها به اوج لذت جنسي اثر منفي بگذارند. اگر فرد متوجه اين تاثير شد بايد به پزشك خود مراجعه كند تا در صورت امكان دارو را تعويض كنند و يا مقدارمصرف آن را تغيير دهند اما حتما بايد اينكار توسط پزشك متخصص انجام شود و گرنه در دراز مدت تاثيرات داروي جديد و يا قطع سرخود دارو ميتواند موجب آسيب به فرد شود.

با تمامي اين تفاصيل مي بينيم كه نقش آقايان در حل اختلالات جنسي خانمها تا چه حد ميتواند موثر باشد. اگر زني احساس راحتي كند و نگرانيهاي خود را بدون ترس از اينكه مورد قضاوت قرار بگيرد با شريك جنسي اش مطرح كند، درصد دچار شدنش به اين اختلالات و يا طولاني شدن درمانش تا حد زيادي كاهش پيدا ميكند.

كاهش ميل جنسي:

در مطالعات انجام شده و مشاهدات باليني در آمريكاي شمالي بيشترين دليل مراجعه در بين خانمهاي ۱۸ تا ۵۹ ساله را اين اختلال تشكيل مي دهد.

كاهش ميل جنسي بر اثر عصبانيت و ناراضي بودن فرد از كل رابطه، خستگي و استرس ممكن است به وجود آيد. در اين مورد همدلي زوج ها و حمايتشان از هم مي تواند راه گشا باشد.

در مرحله بعد مشاورين زوج ها و روان درمانگران جنسي هم مي توانند مفيد باشند. تنها اين نكته را بايد يادآور شد كه استفاده از رابطه جنسي به عنوان حربه در مقابل شريك جنسي خيلي معقولانه نيست و باعث كدورت بيشتر زوج ها از هم مي شود. وادار كردن فردي كه با كاهش ميل جنسي روبرو است براي داشتن رابطه جنسي هم اصلا كمكي به شرايط نمي كند.

برخي از داروهاي ضد بارداري هم ميتوانند باعث اين حالت شوند مثلا برخي از انواع قرصهاي ضدبارداري و يا كپسول هاي زير پوستي در گزارشات نام برده شده اند. در اين صورت فرد با مشورت پزشك ميتواند وسيله جلوگيري اش را تغيير دهد.

اما تا زماني كه از وسيله جلوگيري جديد مطمئن نشده ايد، بهتر است داروي قبلي را قطع نكنيد تا دچار بارداري ناخواسته نشويد.

معمولا اگر زني به اختلال در ارگاسم دچار باشد و اين مساله مزمن شود، ممكن است بعد از مدتي دچار اختلال جنسي ثانويه شود كه همان كاهش ميل جنسي است.

توضيح ساده اين قضيه آن است كه انسان دوست دارد كاري را انجام بدهد كه از آن لذت ميبرد. اگر فرد براي مدت ها رابطه جنسي داشته كه برايش خوشايند نبوده، بطور طبيعي از برقراري آن خودداري مي كند و يا نسبت به آن تمايلي نشان نمي دهد. بنابراين اين مهم است كه حتي اگر از طريق دخول به ارضا نرسيديد با تحريك كليتوريس به اوج لذت جنسي برسيد كه مغز خاطره خوبي را از رابطه جنسي به ياد بياورد و هر بار نااميد از دريافت لذت نباشد.

صميميت زوج ها (بوسيدن، نوازش كردن، در آغوش گرفتن و غيره) بعد از هر بار برقراري ارتباط جنسي هم بسيار مهم است. اينكه زوج ها بدانند كه تنها براي رابطه جسمي شان مورد توجه هم نبوده اند و بعد از آن هم به عنوان دو همسر و شريك زندگي براي هم عزيز هستند. اين مسئله براي خانم ها بخصوص بسيار مهم است.

*تعاريف به كار برده شده در اين برنامه بر اساس تعاريف انجمن روانپزشكان آمريكا است و منابع استفاده شده از بانك مقالات پزشكي پاب مد استخراج شده اند.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
اين موارد شايد شعله تحريك همسر شما را خاموش نكند اما در هر حال از جمله متداولترين مسائلي است كه مي تواند منجر به آن شود:

1.زن هايي كه مثل پليس هاي ترافيك عمل مي كنند .

يعني زنهايي كه حين عمل جنسي از مردشان مي خواهند كاري را انجام دهد. مثلاً مي گويند، لباسم را آرام دربيار، حالا گردنبندمو دربيار، نه نه نه اينقدر تند، با دستت موهامو نوازش كن، و و و…. بله خيلي از خانم ها هستند كه موقع سكس چنين رفتاري دارند. در تحقيقاتي كه ما انجام داديم مردها واقعاً از اين رفتار متنفر بودند. البته ابراز احساستان درمورد سكس بااينكه مثل يك پليس ترافيك دستور بدهيد، خيلي فرق مي كند.

2. زنهايي كه در بستر، بي تحرك هستند (واكنش نمي دهند).

كاملاً واضح است كه اين كدام دسته از خانم ها مي باشند. خيلي از زنها هستند كه فقط در تختخواب دراز مي كشند و بقيه كارها مسئوليتش با مرد است. قديم عرف به اين شكل بوده است اما امروز اصلاً براي هيچ مردي قابل قبول نيست. مردها دوست دارند خانمشان به آنها واكنش دهد. اين مهمترين شكايتي بود كه در اين تحقيقات مردها از خانم هايشان داشتند.

3. زنهايي كه به خودشان نمي رسند.

اين مسئله بيشتر مربوط به خانم هاي متاهل است. خيلي از ما اينطور هستيم. بعد از ازدواج چندان به خودمان رسيدگي نمي كنيم. چند نفر از شما تا به حال اين جمله به ذهنتان خطور كرده كه “الان ديگر زنش هستم لازم نيست تحت تاثيرش بگذارم.”؟ مطمئن باشيد نظر مردها چيز ديگري است. در اين تحقيقات، مردها از زنهايي كه خودشان را ول كرده و ديگر رسيدگي هاي لازم را به خودشان نمي كنند، بدگويي مي كردند. مثلاً اصلاح نكردن بدن، درست نكردن موها، پوشيدن لباسهاي زير پاره، بوي بد دهان، رسيدگي نكردن به ناخن ها و از اين قبيل. پس كمي براي خودتان وقت بگذاريد و هميشه خودتان را مرتب و سرحال نگه داريد.

4. زنهايي كه مداوم از خودشان و بدنشان بدگويي مي كنند.

بايد ياد بگيريد كه جسمتان را دوست داشته باشيد. اين شوهرتان را خيلي تحريك مي كند. آنها از اينكه بخواهيد مدام در مورد نواقص و اشكالاتتان غر بزنيد خسته مي شوند.

5. زنهايي كه فقط به وضعيت مادي مرد توجه دارند.

ميدانم كه خيلي از شما ممكن است بگوييد كه اين آخرين چيزي است كه به ذهنتان خطور مي كند. اما خيلي از زنها هم هستند كه فقط به خاطر پول مرد با او همخوابه مي شوند. مردها واقعاً از اين رفتار متنفر هستند و مطمئناً حق هم دارند. اين خيلي سنگدلانه است.

6. زنهايي كه درمورد دوست پسرهاي قبليشان حرف مي زنند.

اين مسئله براي مردها بسيار ناراحت كننده است و آيا مي توانيد حق را به آنها ندهيد؟ خواهشاً تاريخچه روابط خودتان را با مردهاي ديگر براي خودتان نگه داريد. اگر شما هم جاي او بوديد، مطمئناً دوست نداشتيد بايستيد و او از دوست دخترهايش برايتان تعريف كند.

7. زنهايي كه لباس زير هاي زيبا نمي پوشند.

مردها اصلاً شبيه هم نيستند و سليقه آنها در لباس زير هم شبيه به هم نيست. همه چيز به سليقه مرد شما بستگي دارد. پس با خود او در اين باره صحبت كنيد و ببينيد او چه دوست دارد. طبق تحقيقات، لباس زير نقش بسيار مهمي در تحريك مردها دارد.

8. زنهايي كه خيلي در بستر حرف مي زنند.


اين مسئله كمي براي من عجيب بود چون اصلاً نمي توانم به ذهنم راه بدهم كه ممكن است فكر كنيد، صحبت كردن درمورد پرداخت قبض ها مي تواند باعث تحريك همسرتان در تخت شود. اما خيلي افراد هستند كه اين رفتار را دارند و خيلي از مردها اين را بعنوان يكي از مهمترين رفتارهايي كه تحريك جنسي آنها را متوقف مي كند، گزارش كرده اند.

9. زنهايي كه تظاهر مي كنند.

مطمئنم همه ما يكي دو بار هم كه شده اينكار را انجام داده ايم. دربرخي از مراحل زندگي براي اينكه مردمان فكر نكند اشكالي دارد، نقش بازي كرده ايم. اما براي او بهتر است كه به او حقيقت را بگوييد و بگوييد كه فعلاً حال و حوصله سكس نداريد تا اينكه بخواهيد برايش تظاهر كنيد. خيلي اوقات زنها آنقدر فكر و خيال در سرشان است كه نمي توانند روي آن موضوع تمركز كنند و حوصله سكس ندارند و بنابر تحقيقات اكثر مردها مي توانند اين مشكل شما را بپذيرند. پس دفعه بعدي كه حوصله سكس نداشتيد، به جاي نقش بازي كردن حقيقت را به همسرتان بگوييد.

10. زنهايي كه هيچوقت شروع كننده سكس نيستند.

اين رفتار هم از جمله رفتارهايي است كه قديم كاملاً طبيعي بوده است. قديم اين مردها بودند كه هميشه بايد سكس را شروع مي كردند و اولين حركات را انجام مي دادند اما در اين دنياي جديد، همه چيز فرق كرده است. مردهاي ما دوست دارند  كه هر از گاهي هم خانمشان شروع كننده باشد. اينكار براي خيلي از خانم ها سخت است چون از آن اول تصورشان اين بوده كه نبايد خودشان را پايين بكشند و پيشقدم شوند. اما من اين اطمينان را به شما مي دهم كه بااينكار نه تنها خودتان را كوچك نمي كنيد، بلكه همسرتان را هم به ادامه رابطه بيشتر تحريك مي كنيد.

همانطور كه قبلاً گفتيم مردها خيلي با هم تفاوت دارند. اين شما هستيد كه بايد روحيات آنها را شناخته و ببينيد كداميك از اين خصوصيات شعله تحريك جنسي آنها را خاموش مي كند. در اين زمينه با خود او حرف بزنيد و از جوابي كه ممكن است به شما بدهد اصلاً ناراحت نشويد. فقط سعي كنيد كه خودتان را اصلاح كرده و براي بهبود رابطه تان بكوشيد.

منبع: سايت مردمان



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط jensi-shop موضوع: مقالات جنسي مجاز سايت rabete.net
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ]